87 [ سورهى محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم ] [ آيهى 19 ]
فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً ؟ فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها ، فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ ؟
« 1 »
( آيا ( ناگروندگان ) جز اين انتظار دارند كه آن ساعت به ناگاه آنان را فرا رسد ؟ ! نشانههاى آنكه ( هماينك ) آمده است و پس از آمدن آن ، ديگر تذكّرشان چه سودى به حالشان دارد ؟ )
[ 230 ] الحسين بن حمدان الخصيبيّ « 2 » ، قال : حدّثنا « 3 » محمّد بن إسماعيل و عليّ بن
هامش
( 1 ) . محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم ( 47 ) : 19 .
( 2 ) . [ ابو عبد اللّه حسين بن حمدان بن خصيب جنبلائى ( - جنبلانى ) دانشمند مصرى الأصل مشهور به خصيبى ( يا حضينى يا حضينى ؟ وجه نخست ، با توجّه به نام نياى وى ، درستتر مىنمايد ) پيشواى علويان شناخته مىشود . وى را آثار چندى است كه نامبردارترين آنها الهداية ( يا الهداية الكبرى ) است . ( رجال النّجاشى ، أعيان الشّيعة ، [ ال ] فوائد الرّضويّة ، معجم رجال الحديث ، رجال طوسى ، الأعلام ، طبقات أعلام الشّيعة ، رجال المجلسى ، مجمع الرّجال قهپايى 7 : 63 ، معجم المؤلّفين ، الذريعة 25 : 164 ، لسان الميزان 2 : 279 ، لغتنامهى دهخدا و العلويّون بين الأسطورة و الحقيقة ) وى در ربيع الأوّل 358 درگذشت . بايد دانست ابو على حسين بن حمدان بن حمدون تغلبى ( - 306 ) عموى حارث بن سعيد بن حمدان ، ابو فراس شاعر نامى شيعى ( 320 - 357 ) شخصيّت ديگرى است كه تقريبا نيم قرن پيشتر مىزيسته است .
به استناد تحقيقات مبسوط و ارزشمند نويسندهى معاصر ( سورى ؟ ) هاشم عثمان در العلويّون بين الأسطورة و الحقيقة ( مؤسّسة الأعلمى - بيروت ، چاپ اوّل ، 1400 ق ) و مطالعات ديگر ، علويان نام ديگر گروهى از شيعيان عرب تبار است كه به ستم تاريخ ، قرنها منزوى داشته شدهاند و باورهاى اصلى آنها همان باورهاى شيعى بوده است . اين گروه هماينك عمدة در سوريه مىزيند . متأسّفانه مورّخان و ملل و نحلنويسان نيز همآوا با ستمگران حاكم بر تاريخ آنان را با برچسبهايى گوناگون و متناقض معرّفى كرده و كمتر به ايشان فرصت دفاع و معرّفى خويش دادهاند . با مراجعه به متون رجالى و تاريخى حتّى اين گمان نيز پيش مىآيد كه نكند بزرگانى چون نجاشى و حتّى مجلسى - رضوان اللّه عليهما - هم تنها با اعتماد به ديگر نقلها بزرگ ايشان خصيبى نام برده را ضعيف يا كژ اعتقاد ( - فاسد العقيده ) خواندهاند !
ضمن يادكرد سه نسخهى خطّى از اين اثر تاريخى ( دو تا ياد شده در فهرست نسخههاى خطّى كتابخانهى عمومى آية اللّه مرعشى 8 : 153 و 20 : 210 به شمارههاى 2973 و 7874 و يكى موجود در كتابخانهى آستان قدس به شمارهى عمومى 6492 كه تصوير آن را دانشمند محقّق استاد دكتر غلام حسين تاجرى نسب در اختيار نهادند ) و اشاره به چاپ غير منقّح و پر غلط آن ( مؤسّسة البلاغ - بيروت ، 1406 ق ) ، گفتنى است كه ( تنها ؟ ) نسخهى چاپى با نسخهى ياد شدهى آستان قدس ( كه در شمارش نخست عدد اوراق آن در آغاز و انجام كتاب 294 ثبت شده ؛ امّا با افتادگىهاى مشخّص در اواسط كتاب ، گويا 47 برگ آن هماينك مفقود است ! ) هيچگونه تطابق ندارد . محقّق بىنام و نشان و ناشر نسخهى مطبوع ، علىرغم افزودن چند سند مفيد مذهبى - سياسى معاصر به مقدّمه ، سنّت حسنه و عقلايى معرّفى نسخه ( ها ) ى خطّى مبنا را ضرورى ندانسته و همچون ديگر كتابهاى چاپى لبنان عزيز ، بيشتر به كيفيّت و زيبايى جلد كتاب پرداختهاند .
عرضهى درخور اين ميراث كهن شيعى - كه با قدمتى پيش از نهج البلاغهى شريف ، به روزگار آغاز غيبت كبرى بازمىگردد - با جمعآورى نسخ ياد شده و نسخههاى بىگمان موجود ديگر و مراجعه به مآخذ فراوانى كه راقم سطور برخى از آنها را - كه خود مراجعه كرده و ديده است - به اشاره ياد كرد ، همّتى مردانه مىطلبد تا گوشهاى ديگر از زواياى تاريخ مظلوم تشيّع روشن گردد . ]
( 3 ) . [ در مأخذ : حدّثني . ]