سپس در مسير خود ، مردم را ( به حق ) دعوت مىكند تا اينكه به بيداء مىرسد .
پس لشكر سفيانى به مقابله با آن حضرت بيرون مىآيند . خداى - عزّ و جلّ - به زمين امر فرمايد كه آنها را از پاىها فرو گيرد و همين است قول خداى - عزّ و جلّ - : ( و اگر آنان را ببينى كه هراساناند ، پس ديگر هيچ از عذاب آنها فوت و زايل نشود و از جاى نزديكى گرفته شوند * و گويند : به آن ايمان آورديم ) يعنى به قيام حضرت قائم عليه السّلام ( و حال آنكه از پيش به آن كفر ورزيدهاند ) يعنى به قيام قائم از آل محمّد عليه السّلام ، ( و از دوردست به ( رسول ما و حقايق ) غيب ، تير ( هاى تهمت ) پرتاب مىكردند * و ميان آنها و آرزوهايشان جدايى و مباينت افتاد ؛ چنانكه نسبت به همكيشان آنها - كه همانند اينان در شكّ و گمان بودند - پيشتر چنين شد . ) . »
المحجة فيما نزل في القائم الحجة ع (سيماى حضرت مهدى ع در قرآن) (فارسى) — صفحة 382
مساهمون: السيد هاشم البحراني
ص٣٨٢