قَرِيبٍ ، وَ قالُوا : آمَنَّا بِهِ
يعني بقائم آل محمّد
وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ
يعني بقائم آل محمّد . . .
إلى آخر السّورة . فلا « 1 » يبقى منهم إلّا رجلان يقال لهما : وتر و وتير من مراد ، وجوههما في أقفيتهما يمشيان القهقرى ، ( ف ) يخبران النّاس بما فعل بأصحابهما . » « 2 »
عيّاشى به سند خود از عبد الاعلى حلبى آورده است كه گويد : حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمود : « البتّه صاحب اين امر را غيبتى خواهد بود . . . » و سخنى طولانى بيان داشت كه متضمّن غيبت و ظهور حضرت صاحب الأمر عليه السّلام است تا آنجا كه فرمود :
« پس ، مردم را به كتاب خدا و سنّت پيغمبرش عليه و آله السّلام و ولايت علىّ بن ابى طالب و بيزارى از دشمنش دعوت مىكند ( يعنى حضرت قائم عليه السّلام ) ؛ ولى كسى ( از دشمنان ) را نام نمىبرد تا آنگاه كه به بيداء رسد . سپاهيان سفيانى به سويش خروج كنند . پس خداوند به زمين امر خواهد كرد كه از زير پاهايشان آنها را فرو گيرد و همين است ( تعبير ) قول خداى - عزّ و جلّ - : ( و اگر ( اى رسول ما ) ببينى كافران را هنگامى كه هراساناند ، پس هيچ از عذابشان فوت و زايل نشود و از جايگاه نزديكى گرفته شوند و گويند : به او ايمان آورديم ) يعنى ( گويند : ) به قائم آل محمّد عليه السّلام ( ايمان آورديم ) ( و حال آنكه از پيش كفر ورزيدهاند ) يعنى به قائم آل محمّد عليهم السّلام . . . تا آخر سوره .
پس كسى از آنان باقى نمىماند مگر دو مرد به نام وتر و وتير از قبيلهى مراد كه صورتهايشان در پشت گردنهايشان خواهد بود و به پشت راه مىروند و آنچه را بر سر يارانشان آيد به مردم خبر مىدهند . »
اين حديث طولانى است كه در ذيل فرمودهى خداوند :
وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ
از سورهى انفال گذشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . [ در مأخذ : و لا . ]
( 2 ) . تفسير العيّاشي 2 : 56 - 57 [ انفال ، ح 49 ] .
( 3 ) . حديث فوق [ به شمارهى 54 ] در ذيل آيهى بيست و يكم همين كتاب گذشت .