خداوند است : ( پس به كارهاى نيك سبقت گيريد . هركجا باشيد ، خداوند همهى شما را خواهد آورد )
[ ( امام ) ] فرمود : خيرات ولايت است .
( خداوند ) در جاى ديگر فرموده است : ( و اگر عذاب را تا هنگام معيّنى ( افراد معدودى ) به تعويق اندازيم . . . )
ايشان [ به خدا قسم ] اصحاب قائم عليه السّلاماند ؛ [ به خدا سوگند ] در يك ساعت نزد او جمع مىشوند .
پس چون به بيداء بيايد ، لشكر سفيانى به سويش خروج كند . خداوند امر مىفرمايد تا زمين پاهايشان را فروگيرد و اين است ( معنى ) فرمودهى خداوند : ( و اگر ( اى رسول ما ) ببينى كافران را هنگامى كه هراساناند ، پس هيچ از عذابشان فوت و زايل نشود و از جايگاه نزديكى گرفته شوند و گويند : به او ايمان آورديم ) ؛ يعنى به قائم از آل محمّد عليهم السّلام ، ( و با اين همه دورى ، كى توانند به آن مقام نايل شوند ؟ . . . ) تا آنجا كه فرموده : ( و ميان آنها و آرزوهايشان جدايى و مباينت افتاد ) [ يعنى ] : اينكه [ آرزو داشتند ] عذاب نشوند ( همچنانكه نسبت به همكيشان آنها پيشتر چنين شد ) يعنى تكذيبكنندگانى كه پيش از ايشان بودند و هلاك گشتند . »
[ 201 ] ثمّ قال عليّ بن إبراهيم : في رواية أبي الجارود ، عن أبي جعفر عليه السّلام في قوله :
وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا
[ قال ] : « من الصّوت ، و ذلك الصّوت من السّماء »
( و في قوله ) :
وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
قال : « من تحت أقدامهم خسف بهم . » « 1 »
سپس علىّ بن ابراهيم گويد : در روايت ابو الجارود از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام دربارهى قول خداوند : ( و اگر ( كافران را ) ببينى كه هراساناند ) [ فرمود ] :
« از صدا ( مىترسند ) و آن صدا از سوى آسمان است . » ( و دربارهى فرمودهى
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 2 : 205 .