شيخ مفيد ، به سند خود از حمران بن اعين ، از ابو حمزه ، از امام ابو جعفر باقر عليه السّلام آورده كه آن حضرت فرمود :
« خداوند از پيغمبران پيمان گرفت و فرمود : آيا من خداوندگارتان نيستم ؟
گفتند : چرا و اينكه اين محمّد رسول من است و اينكه على امير المؤمنين است و جانشينان پس از او عليهم السّلام واليان امر من و گنجوران علم مناند و اينكه مهدى عليه السّلام كسى است كه به وسيلهى او براى دينم يارى مىگيرم و دولتم را به او آشكار مىسازم و به او از دشمنانم انتقام مىگيرم و به او ، به ميل يا كراهت ، عبادت مىشوم .
( پيامبران ) گفتند : پروردگارا ، اقرار كرديم و شهادت داديم ؛ ولى آدم نه انكار كرد و نه اقرار . پس منصب اولوالعزمى براى آن پنج تن ، از جهت مهدى عليه السّلام ثابت شد و آدم را عزمى بر اقرار به آن نبود و اين است ( معنى ) قول خداى - تبارك و تعالى : ( و به راستى كه ما از پيش به آدم سفارشى كرديم . پس او فراموش كرد و برايش عزم و تصميم پاىدارى نيافتيم ) . »
[ 146 ] ابن شهر آشوب : عن الباقر عليه السّلام في قوله تعالى :
وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ
قال :
« كلمات في محمّد و عليّ و الحسن و الحسين و الأئمّة عليهم السّلام من ذرّيّتهم ، كذا نزل على محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم . » « 1 »
ابن شهر آشوب از امام باقر عليه السّلام در مورد فرمودهى خداى - تعالى - : ( و به راستى كه ما از پيش به آدم سفارشى كرديم ) آورده است كه فرمود :
« كلماتى دربارهى محمّد و على و حسن و حسين و امامان عليهم السّلام از ذرّيّهى ايشان ، اينچنين بر حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم نازل گشت . »
هامش
( 1 ) . در كتب موجود از ابن شهر آشوب نيافتم . [ در بحار الأنوار 43 : 32 ، به نقل از مناقب آل ابى طالب و با مختصرى تفاوت آمده است . ]