شهرا كذا في سيرة مغلطاى [ 1 ] .
« از اين عبارت مكررا واضح است كه منصور بمرتبهء عاليه خلافت نبويه فائز بوده .
و نيز از آن ظاهر است كه معاذ اللَّه منصور امير المؤمنين بود ، پس هر گاه منصور خليفهء بر حق و امير المؤمنين باشد ، حالا ديگر كدام فضل دينى باقى است ، كه فاضل رشيد انتظار ثبوت آن دارد ، يا للعجب كه ذكر ارتداد منصور از تشيع عام ، بسبب خلاف علويه و بيان فضائح و قبايح اعمال ، و انسداد باب شفاعت بر او ، حمايت آن متصور شود و سبب طعن و تشنيع و استهزاء سخريه ، بلكه مثبت ناصبيت گردد ، و اثبات مرتبهء جليله خلافت و امامت ، و تلقيب منصور بامير المؤمنين ، كه از القاب خاصه جناب امير المؤمنين عليه السلام است ، و چندان اين لقب جليل الشأن و عظيم المرتبه است ، كه اهل حق اطلاق آن بر ديگر ائمه معصومين عليهم السلام هم نمىكنند ، اصلا سبب استهزاء و طعن و تشنيع بر حضرات سنيه نگردد .
و نيز از اين عبارت واضح است كه : منصور فحل بنى العباس از روى هيبت و شجاعت و حزم و رأى و صاحب جبروت بوده ، و تارك لهو و لعب و هزل و طرب ، و كامل العقل و جيد المشاركة در علم و ادب ، و فقيه النفس ، و راجع بسوى عدل و دين ، و صاحب حظ در صلاة و تدين بوده .
و بعد ثبوت اين همه مدائح عظيمه و مناقب جليله ظاهر مىشود كه قول او : الا انه قتل خلقا الخ از قبيل :
هامش
[ 1 ] تاريخ الخميس ج 2 ص 324 ط بيروت