روز بعد كريسمس بود و هوا آفتابى شد . صبح بود ، پسر بزرگ حاكم به اتفاق نوههايش براى ديدار رسمى نزد ما آمد . بعد از ظهر همراه با سرهنگ ميسى ، دكتر دوك و ملابخش بديدار حاكم سالخوردهء طبس رفتيم . مقر حاكم در درون قلعهاى محصور واقع در بخش مركزى طبس قرار داشت و بناى آن ويرانهاى بيش نبود . پسر و نوهء حاكم در بيرون در به ما خيرمقدم گفتند و در داخل خود پيرمرد در انتظار ما بود ، ضعيف و بيمار از صندلى برخاست و به ما خوشآمد گفت . در صحبتهايى كه به ميان آمد حاكم نشان داد كه آدم جهانديده و مطلعى است و ما از مصاحبت وى لذت بسيار برديم . به درخواست حاكم ، دكتر دوك صبح آن روز به عيادت او رفته بود . اما واقعيت امر اين بود كه حاكم هفتاد و هفت سال داشت و به نظر نمىرسيد كه از عمر وى چندى باقى مانده باشد به اين ترتيب از دست دكتر كارى ساخته نبود . حاكم پير سئوالات زيادى در مورد انگليس و هندوستان مطرح نمود و مىگفت كه در قلمرو تحت حكومت وى معدن فيروزه موجود است كه سالها سود سرشارى از آن عايد مىشده است . اما از آنجا كه در عمق 27 مترى به صخره برخورده بودند ديگر نتوانستند جلو روند و كار بهرهبردارى از معدن متوقف گرديده بود . حاكم با روئى گشاده از ما دعوت كرد تا در مراجعت راه طبس را انتخاب كرده و چند روز مهمان او باشيم و ساعاتى را در آنجا به شكار بز كوهى و قوچ در تپهها بگذرانيم . اما متأسفانه در بازگشت گذار ما به آن مسير نيفتاد .
دهكدهء جويمند از توابع گناباد ناحيهاى بىحاصل و كمجمعيت است و سرتاسر آن را درختهاى توت فرا گرفته و صنعت توليد ابريشم در حدّ محدودى فعال است . كل درآمد ساليانهء طبس حدود 30000 تومان ( 6000 پوند ) است كه از اين مقدار 10000 مربوط به گناباد ، 10000 مربوط به تون « 1 » ، طبس و بجستان نيز هريك 5000 تومان درآمد دارند . هنگام غروب پسر بزرگ حاكم براى صرف شام نزد ما آمد . در حالى كه دو نوهء حاكم و وزير وى نيز همراه او بودند . پسران دوم و سوم حاكم به ترتيب نواب او در طبس و تون بودند و ما آنها را نديديم .
حكومت طبس براى سالهاى طولانى در دست همين خانواده بوده است . اينان كه تبار عربى دارند در زمان پادشاهان صفوى ( 1726 - 1499 م . ) از عربستان به ايران آورده شدهاند و با در دست گرفتن حكومت طبس و موروثى كردن آن در اين خانواده با عنوان وكيل طبس توانستند استقلال خود را حفظ نمايند . مير محمد خان آخرين وكيل طبس و پدر حاكم فعلى است . مىگويند كه او نادر ميرزا پسر شاهرخ را در سال 1776 م . دستگير
هامش
( 1 ) - امروزه فردوس گفته مىشود .