است ، نيست . اين منطقه روزگارى بخاطر توليد ابريشم از موقعيت و شهرت خاصى برخوردار بوده است . ليكن به علت بروز بيمارى و از بين رفتن كرمهاى ابريشم مىتوان گفت كه در حال حاضر اين صنعت ديگر رونقى نداشته و فراموش شده است . چاى ، نيل ، قلع و ورقههاى مس و چند قلم ديگر كالا از هندوستان به اين منطقه مىآمد . امّا بيشتر آنچه كه در بازار يافت مىشد روسى بود و معلوم شد كه به غير از اين چند قلم محدود كالاها ، ساير اقلام از روسيه به اينجا آورده مىشود .
اقامت ما در تربت حيدريه به سر رسيد . چند خدمتكار اسباب و اثاثيه را برداشته و زودتر از ما به راه افتادند . بعد از اينكه صبحانه را صرف كرديم خدمتكارهاى مسئول سفره وسائل را جمعآورى كرده و بر روى قاطرهاى خود بستند و به دنبال ديگران راه افتادند .
در ايران وسائل آبدارى را در يك خورجين دوطرفه بزرگ بر روى قاطر يا اسب قرار داده حمل مىكنند . در اين خورجين براى قرار دادن لوازم گوناگون جاسازى مناسب شده است . براى مثال وسائلى از قبيل سماور ، نعلبكى ، استكان ، سيخ ، . . . هريك در جاى مخصوص خود جا داده مىشود و دست آخر خود آبدار نيز بر روى اين بار سوار شده و راه مىافتد .
پيشخدمتهايى كه با اين لوازم حركت مىكردند آماده بودند تا در طول راه هر زمان كه اراده كنيم به سرعت وسائل صرف غذا را فراهم سازند . در حد جنوبى تربت حيدريه به ناحيهء ميانده « 1 » رسيديم و حاكم تربت كه تا اينجا ما را همراهى كرده بود خداحافظى كرده و بازگشت . گفته مىشد از اينجا به بعد جزو قلمرو طبس محسوب مىگردد . كمكم به دهكدهء قوژد « 2 » رسيديم . زنها در لباسهاى سفيد بر سر ديوار نشسته و مردها نير در كوچه به تماشاى ما كه در حال عبور بوديم ايستاده بودند . كمى جلوتر كه رفتيم ناظر و ميراخور حاكم طبس از ما استقبال كرده و خوشامد گفتند . آنها يك درشكهء دو اسبه براى استفادهء ما با خود آورده بودند . امّا از آنجا كه به نظر نمىرسيد اسبها قادر باشدن در آن راه پوشيده از شن درشكهء خالى را هم بكشند ترجيح دادم كه از درشكه استفاده نكرده و آن را به حال خود بگذارم . دو ميل به جويمند مانده بود كه دو نوهء حاكم و معاون وى با تعدادى سوار و چند اسب يدك از ما استقبال كرده و ما را تا محل استقرارمان در قسمت جنوبى شهر همراهى نمودند . از طرف حاكم هدايايى مثل گوسفند و ميوه براى پذيرايى از ما فرستاده شده بود . هوا ابرى و سرد بود و دماسنج دماى هوا را در درون چادر را 5 درجه زير صفر نشان مىداد .
هامش
( 1 و 2 ) - ميانده و قوژد جزء گناباد ضبط شده است . فرهنگ آباديهاى كشور . جلد 21 .