آفتاب ايران در اين موقع از سال بسيار سوزان است و شعاع گرم آن در هواى صاف و تميز آنچنان بيرحمانه بر چادرها مىتابد كه گمان نمىكنم بتوان درون آنها به سر برد . از آنجا كه خانهام دو طبقه بود هوا هميشه در طبقهء اول خنك بود و بندرت مشاهده كردم كه دماى هوا وقتى درها و پنجرهها باز باشد 24 تا 25 درجه سانتىگراد بيشتر شود . فقط به ياد دارم يكبار دماى هوا در همين شرايط به 27 درجه رسيد و آن گرمترين هفتهء سال و در اواخر ماه ژوئيه بود .
از اين نظر مشهد درست بر خلاف ماوراء خزر بود . وقتى كه هوا سرد و خوب شده بود شنيديم تبى كه سال گذشته در مرو تعدادى را از بين برده بود بار ديگر نيز شايع شده است .
سربازان هنگ روس كه در آن ناحيه مستقر بودند به كراسنوودسك در كنار درياى خزر و قزاقها به يولاتان « 1 » فرستاده شدند و تمامى آن ناحيه تقريبا خالى گرديد . تعداد زيادى از دكترها را براى مبارزه و دفع اين بيمارى بدان منطقه گسيل داشتند ، كه علىرغم تلاشهاى ايشان تا زمانى كه اين خبر به ما رسيد نزديك به 24000 نفر در اثر ابتلا به بيمارى جان خود را از دست داده بودند .
جاى تعجب نيست كه روسهاى ماوراء خزر ، به سرزمين خراسان كه بسيار معتدل و سالم است اين گونه با طمع و حسرت مىنگرند . آنان در زمينهاى شنزار پاييندست آسايش چندانى ندارند . پنجده بسيار گرم است . مرو همواره با تب و بيمارهاى مسرى رودرروست و عشقآباد نيز آنچنان آب و هواى گرمى دارد كه زندگى در آن طاقتفرساست .
در عشقآباد خانهها كمابيش به سبك روسها ساخته شده است . اين خانهها يك طبقه ، فاقد ايوان و براى حفظ ساكنانش از سرما بسيار خوب طرح شده است ، اما در برابر گرما آنچنان عايق نيست ، و به همين دليل بسيار نامناسب است .
در نهم ژوئيه 1897 ميلادى ، م . پونافيدين « 2 » سركنسول جديد روس همراه با همسر و خانوادهاش به مشهد رسيد . او از طرف همان هيأت ايرانى كه به من خوشامد گفته بودند هنگام ورود به شهر مورد استقبال قرار گرفت . م . پونافيدين در هندوستان نام شناختهشدهاى بود . او قبلا عضو هيأت مرزى پامير « 3 » و همچنين مدتى نيز سفير روسيه در بغداد بود . از آنجا كه او به زبان انگليسى آشنايى كامل داشت ، توانستيم در مشهد دورههاى دلپذيرى با يكديگر داشته باشيم .
هامش
( 1 ) -Yulatan.
( 2 ) -M . Ponafidine( 3 ) -Pamir.