تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
متصف به كافّهء صفات كماليهء متجلى در مظاهر خلقى [ 1 ] نه ذات بحت و صرف وجود غير متناهى جامع جميع صفات كماليه ؛ چه آن كه اسماى الهيه به اعتبار تعلق به ذات ، عين ذات الهيه‌اند و در اين اعتبار ، اضافه به مظاهر ، اعم از مظاهر خلقيهء متعيّن و موجود در خارج و مظاهر علميهء موجود در موطن واحديت و مشهد علم حق به كافهء مظاهر ، چه آن كه اعيان ثابته و صور علميّه حقايق ، به اين اعتبار ، صور اسماى الهيه‌اند كه از جهت وجود در موطن علم و حضرت شهود ، عين وجود حق و غير مجعولند بلا مجعولية ذاته المقدسة الأحدية ؛ چه آن كه در اعيان و صور خلقى دو اعتبار ملاحظه مىشود : اعتبار أنّها صور الأسماء و الصفات ، و اعتبار أنّها حقائق الأعيان الخارجيّة . به اعتبار اول ، اعيان ثابته ، صورت و ظاهر و به منزله ابدان و هياكل اسماى الهيه تحقق دارند و از شئون اسما محسوب مىشوند و اسماى الهيه روح و باطن و اصل اعيانند ، ولى به اعتبار دوم ، اعيان ، روح و باطن اصل حقايق خلقيه‌اند و حقايق خارجيه ، صورت و ظل و ظهور اعيان
شرح
[ 1 ] . اعيان و صور اسما و حقايق امكانى در موطن علم حق به اعتبار آن كه صور حقّند ، به جعل متصف نمىباشند ؛ چه آن كه هر حقيقت مجعول و هر صورت موجود در خارج ، به اعتبار صدور آن از علت و ايجاد آن ، به وجود خاص هر شىء و به اعتبار ترتب اثر خاص و لازم آن شىء بر آن شىء ، محكوم به احكام جعل و منشأ آثار لازم وجود خارجى هر شىء است . و شىء به اعتبار وجود علمى و تقرر در ذات علت مفيض وجود ، چون به وجود خاص خود وجود ندارد و به وجود علمى علت و جاعل تام ، موجود است ، محكوم به احكام خاص علت مىباشد و به اين اعتبار ، غير مجعول است ، لذا اعيان ثابته و استعدادات لازم اعيان ، غير مجعولند ، ولى بلا مجعولية ذاته المقدسة الاحدية و حق اول به عين علم خود ، به اعيان و حقايق عالم است ، لذا اعيان ، وجودات خاصه‌اند كه به نحو كثرت در وحدت در مقام احديت به وجود جمعى الهى موجودند . و متعلق علم حق در مواطن و مشاهد وجودى - بنا به تصريح اكابر عرفا - اصل وجود هر شىء است . و حقايق خارجى ، نسب و اضافات و رشحات و تجليات حقند . و مراد از اين نسب و اضافات ، نسب اشراقيه است نه اضافات مقوليهء مصطلح حكما . و جمعى كه از فهم مباحث غامض موجود در مسفورات اهل عرفان عاجزند ، در بيان مرام آنان دچار لغزش‌هاى عجيب شده‌اند .