عالم مادى و به حواس ظاهر ادراك آن توان كرد و اجسام صيقليه و شفافهء اين عالم مادى ، مانند آب و هوا مظهر موجودات عالم مثال باشند و همچنين خيال انسان مظهر آن شود و صورت آينه و خياليه همه از موجودات عالم مثال باشند [ 1 ] و همچنين خيال انسان مظهر آن شود و . . .
و از اقدمين منقول است : « إنّ في الوجود عالما مقداريا غير العالم الحسي ، لا يتناهى عجائبه و لا يحصى مدنه . و من جملة تلك المدن ( جابلقا ) و ( جابرسا ) هما مدينتان عظيمتان . . . » .
اين جماعت ، تصحيح معاد جسمانى به اين كنند و بهشت و دوزخ و زمين قيامت را از موجودات عالم مثال دانند و تجسم اعراض و تجسد اعمال در اين
شرح
[ 1 ] . در مقام بيان فرق بين غيب امكانى ( عالم مثال نزولى ) و غيب محالى ( مثال صعودى ) اين معنا را در حواشى بر رساله ، مفصل در اين مقدمه مختصر تقرير نموديم .
اين معنا نزد جميع حكماى اشراقى يا متمايل به اشراق مسلّم نمىباشد . عجب آن كه محقق لاهيجى مسلك استاد خود را در اين باب بيان ننمود . در نحوهء ظهور صور اشيا در مرآت و اجسام صيقلى و كيفيت انطباع اشباح و اجسام مادى در كليه اجسام شفافه بايد به عقايد و آراى علماى علم طبيعى در عصر جديد مراجعه شود و در نحوهء ادراكات حسى و كيفيت انفعالات مادى عقايد و آراى علماى عصر جديد حيرتآور است . البته محاكات و مناسباتى بين آينه و اجسام صيقلى مانند آب و هوا با صور شبحى خارج از عالم ماده و واقع در افق عالم مثال وجود دارد و ظهور اين صور در آينه و آب امرى است كه ارتباط به انطباع صور مادى و اشخاص در آينه و آب ندارد . علم مناظر و مرايا بر طبق مرام دانشمندان علم طبيعت در عصر جديد ترقى شايانى كرده است كه با آنچه در كتب دانشمندان اين علم در قديم آمده از لحاظ اهميت تناسبى ندارد « و كلّ ميسّر لما خلق لأجله » ، واقع امر ، غير از خيالبافىهاى برخى از قدماست كه همه مسائل را ( رميا بالغيب ) با درك و فهم خود مىخواستند حل نمايند . در بسيارى از مسائل طبيعى مانند مباحث قواى نفس و نحوهء پيدايش اجسام و كيفيت تركيب اجسام و نيز در نحوه ادراكات قواى ظاهرى و مبادى ادراك در اعصاب و سلول مادى دماغى ، علم جديد در تحقيقات اعجاز نموده است و بايد اين مباحث بر طبق علم جديد در مباحث مربوطه در فلسفه الهى آورده شود و حكمت الهى را كه اساس آن بسيار عالى و استوار است به صورتى عصرى در اختيار محققان عصر قرار داد ، ديگر موقع قرار دادن زمين در مركز عالم و دست دعا به سوى نفوس فلكيه دراز كردن نيست .