يوم معاد و رستاخيز ( هنگام تجلى حق به اسم قهار و فناى جهات امكانى و غلبهء جهات فاعلى ) ابدان دوباره از براى قبول نفوس مستعد ، و به ارواح مجرد متصل مىشوند [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] . حكيم دانا و فقيه محقق آخوند ملا اسماعيل خواجوئى اصفهانى - مازندرانى - در اثبات فنا و زوال در اجسام و مواد ، و بقاى نفوس بعد از بوار ابدان ، رسالهاى مستقل تأليف فرموده است . ( از اين رساله نسخ زياد در كتابخانهها موجود است و نسخهء اصل به خط مؤلف نزد اين حقير است ) .
به هر حال يكى از مباحث مورد اختلاف بين متكلّمان از علماى عامه و محققان از علماى شيعه و حكماى اسلامى اين مسأله است كه آيا موجودات عالم امكانى در اثر نفخهء اولى به طور كلى فانى مىشوند و موجودى غير حق تعالى باقى نمىماند به اين معنا كه سائل و مجيب در خطاب الهى - لمن الملك اليوم ، للّه الواحد القهار - فقط ذات كروبى صفات اوست ، يا آن كه حقايق ملكوتى و مجردات كه باقى به بقاى حق مطلقند ، از نفخهء حق منفعل نگردند و مقام آنان فوق نفخه است ، و لا يقبل التأثير من ارتفع عن المادة ، و الحشر و البدء في العقول امر واحد ، و الفناء و الموت در ملائكه مجرد معنايى لطيف دارد ، فنا در آنها امرى دائمى است ؟
حقير ، در شرح خود بر مقدمهء قيصرى داود بن محمود رومى بر فصوص و نيز در شرح خود بر فصوص در اين مسأله بحث كرده است و در مباحث قبل اين رساله نيز به آن اشاره نمود . در عصر ما علماى وهابى بر فناى ما سوى اللّه مصرّند و تصريح مىنمايند كه انسان بعد از موت ، به كلى فانى مىشود . آنها صريحا مىگويند نفس شريف نبوى نيز فانى و معدوم شده است ، توجه به آن وجود شريف ( كه به عقيده ما شيعه به شراشر وجود احاطه دارد و كليهء موجودات ، تجليات آن حقيقت كليهاند ) شرك است و مع ذلك به اسم مزار آن حضرت جيب ميليونها نفوس را هر سال خالى مىكنند ، اين جماعت - تبّا لهم - در اين قبيل از مباحث ، اتباع حنابله - خذلهم اللّه - اند كه موجود را با محسوس ، مساوق مىدانند و حق اول كه از جميع انحا و اقسام تركيب مبرّا است را جسم مىدانند ، اين جماعت كه در درياى بىپايان جهل غوطهورند ، در انسان ، جهت باقى معتقد نيستند و نمىفهمند كه موجود مادى هرگز بقا ندارد و جسم از جهت تأثير و تأثّر ، فناپذيرست ، آخوند ملا اسماعيل خواجوئى در رسالهاى كه « 1 » راجع به بقاى نفس تأليف نموده ، فرمايد :
هامش
( 1 ) خواجوئى اين رساله را « هداية الفؤاد » نام نهاده است . بايد توجه داشت كه فنا معانى مختلف دارد ، و مراد از فنا در اينجا ، فناى علمى يا فناى حالى و فناى حاصل از غلبهء جهت ربوبيّت و فنا به معناى طمس و محق و يا فناى عن الفناءين و صحو بعد از محو نمىباشد ، چون از طرح محل اختلاف معلوم خواهد شد كه جماعت قائلان به فناى