كتب ديگر مشى نموده است ؟ ( اگر چه در تفسير خود بر سور قرآنى نيز در دو موضع به آنچه كه در اينجا بيان نموده است گرايش دارد ) و به چه ميزان آن همه دلايلى را كه بر امتناع عود ارواح به طريقهء مشهور اقامت نموده است ، ناديده گرفته است ؟ آيا در اين مسأله متحيّر است ؟ آيا از ابناى عصر خود تقيّه نموده است ، در حالتى كه در آثار خود با صراحت هر چه تمام ، عقايد خويش را اظهار كرده است ؟ ما در آخر مباحث معاد به اين مهم نيز مىپردازيم .
در برخى از آيات قرآنى ، به كيفيت معاد تصريح شده است مثل كريمهء
( رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى ، قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ : بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي )
إلى قوله تعالى :
( فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ . . . )
به مناسبت مضمون اين آيه و تصريح به نحوهء تحقيق و كيفيت حشر اجساد ، صدر المتألهين فرمود : و لا يلزم أن يكون حدوث لياقته و استعداد . . . الخ . چون بنابر مضامين آيات و اخبار ، حدوث وجود ابتدايى انسان از استقرار در رحم شروع شده و به تدريج بعد از طى جميع درجات به مقام انسان بالفعل مىرسد ، ولى در حشر ، اجساد و اجسام باليه بعد از تجمع « باذن اللّه » مستعد تعلق نفس مىشود [ 1 ] .
* * *
شرح
[ 1 ] . اگر اين امر ، مسلم شود كه اجزاى انسان اصلا باقى نمىماند و قانون حركت بر تمام اجزاى مادى حاكم است و هيچ موجودى از حركت نمىايستد ، در اين صورت اجزاى مجتمع در قيام قيامت چه اجزايى خواهد بود ؟ و از طرفى در برخى از روايات تصريح شده است كه نفس از مقام خود تنزل ننموده و ابدان به طرف نفس و آخرت متحرك است ، و مطابق صريح آيات و روايات ، نشأت آخرت بعد از بوار دنياست و محال است كه حشر و نشر در اين عالم متحقق شود ، لذا محققان تصريح كردهاند كه عود روح به بدن در آخرت ، حشر است ، آيا اجسام و ابدان به آخرت منتقل مىشود و نفس به آن تعلق مىگيرد و يا به صرف تعلق نفس ، بدن ، به بدن اخروى تبديل مىشود ؟ در حالتى كه نشأت آخرت ، دار حركت و استكمال نيست و نفس ، بعد از تعلق به بدن دنيوى در دار حركت قرار مىگيرد ، اينها از مسائلى است كه متضلّع در عقليّات را متحير مىسازد تا چه رسد به صاحبان اوهام و خيالات ، و اوايل العقول از منغمران در حسّيّات و غوطهوران در خرافات .