( إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً . . . )
.
آخوند ، بعد از تحرير اين اصل مهم در اصول عقايد كه برخى از مسائل مربوط به عقايد كه از مستقلات عقليه نيست ، ولى از امور ممكنه است و لسان نبوت و ولايت آن را تقرير و بيان فرموده است بايد به آن تسليم شد ، چون عقل صريحا به وجوب صدق گفتار انبيا عليهم السّلام حكم مىنمايد . و معتقد است كه عقل بايد از طريق نبوت و ولايت ، معرفت خود را تكميل نمايد ، عقل هر چه كاملتر باشد ، استفاده او از اسرار ولايت و نبوت بيشتر خواهد بود .
و در نزد عقل مضاعف و مستنير به نور حكمت و نبوت و ولايت ، كثيرى از مسائل مربوط به آخرت [ 1 ] براى عقل نظرى قابل ادراك نمىباشد و كميت عقل در اوليات امور مربوط به احوال و نشآت بعد از موت لنگ است و بايد به حسن متابعت از مقام نبوت و ولايت و هدايت شرع انور به اين قبيل از امور واقف شد كه :
ره عقل ، جز پيچ در پيچ نيست * بَرِ عاشقان ، جز خدا هيچ نيست
و بعد از بيان و تذكر اين مهم كه تفصيل [ 2 ] سعادت و شقاوت جسمانى و غير
شرح
[ 1 ] . جمعى از خواص كه به واسطهء متابعت از قرآن و سنت و طى طريق ولايت ، علم آنان به عين و يقين آنان به كشف تبديل شده است ، احوال و نشآت بعد از عالم دنيا را به چشم قلب ديده چنان كه از طريق خاصه و عامّه نقل شده است كه زيد بن حارثه يا حارثه خدمت حضرت ختمى مرتبت به شهود عوالم غيب به نحو « كأنّ » اقرار نمود و گفت : اصبحت مؤمنا حقا . . . و كأنّي أنظر إلى عرش الرحمن بارزا . . . و حضرت او را تأييد فرمود و امر به حفظ اين مقام و عبور از اين مقام به مقام عالىتر نمود .
[ 2 ] . بايد توجه داشت كه در مباحث مربوط به عقايد ، از مسائل مربوط به مبدأ و صفات حق تعالى و موجودات غير محسوس واقع در عالم ملكوت و احوال نشآت بعد از مرگ از درجات جنان و دركات نيران و سؤال در قبر و احوال مردم در قيامت و مباحث مربوط به افعال عباد از جبر و تفويض و اختيار و امر بين الأمرين و مسأله امامت و بالجمله آنچه كه مربوط به عقايد است نه اعمال ، فقط نصوص كتاب و سنت و متواترات از احاديث داراى حجيّت است و اعتقاد به مداليل آن واجب مىباشد ، اما ظواهر كتاب و خبر متواتر از احاديث كه از مفهوم آن قطع و يقين حاصل نمىشود از باب آن كه در