شيعتهم مخلوقة ممّا خلقت منه أبدانهم . فهذا الخبر و أمثاله صريحة في أنّ للإنسان كينونة سابقة على هذا الكون الطبيعي » .
جاى تعجب است كه جمعى از محققان حكماى اسلامى مثل شيخ اعظم ابن سينا و معلم ثانى فارابى و اتباع آنان ، كينونت عقلى نفوس را انكار مىنمايند و مع ذلك از براى نفوس انسانى ، تحقق و بقا و نشأت عقلى بعد از بوار بدن قائل شدهاند .
و نيز بايد از كسانى كه در عود اجسام و حشر اجساد و ابدان ، تشكيك نموده تعجب نمود و عقل آنان از تصور الم و لذت جسمانى و جهنم و بهشت مخصوص ابدان انسانى عاجز مانده است و مىگويند چگونه متصور است كه اجساد و ابدان ، بعد از ارتحال نفوس و فناى دنيا و بوار ابدان متعلق نفوس ، محشور شوند ؟ و سؤال نمىكنند كه اين اجسام و ابدان محل تدابير نفوس و مبدأ انبعاث ارواح از كجا آمدهاند ؟
شرح
چيست ؟ نگارنده ، در پيرامون اين روايات كه صدور آنها از ائمه شيعه ، مسلّم و قطعى است ، مفصل بحث كرده است . و نيز در نحوهء تقدم ارواح كمّل بر ارواح جزئيه و همچنين سيادت عين ثابت كليهء اوصياى محمديين بر اعيان ساير انبيا و اوليا و شيعيان چه نحو است ؟ در شرح بر فصوص در فصّ ( شيئى ) در مقام تقرير مراد شيخ اكبر از خاتم ولايت محمديه ، بما لا مزيد عليه در اين مسألهء غامض تحقيق شده است .