تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
روح و متصور شدن آن به صور مناسب اعمال سيئه ، روح را از سذاجت و لطافت ذاتى خارج نموده و روح كأنّه با اجسام و عوارض آن مخالط مىباشد . و حال نفس ، بعد از مفارقت ، به واسطهء مخالطت آن با صور بهيمى و عوارض و هيآت لازم نفوس حيوانات درنده و سبع و وحوش ، از جهت محاط بودن آن به موجبات انحطاط و تنزل از مقام انسانى و ملكى ، حال نفوس مقيد به ابدان است ؛ چه آن كه در انسان معرض از طريق انسانيت و نفس غير سالك در صراط توحيد و روح معرض از طريقهء انبيا و اوليا عليهم السّلام جهات انحطاط در وى به حسب استعدادات متعدد كامن در ارواح اگر به فعليت برسد ، از باب آن كه حقيقت هر شىء ، صورت خاص آن شىء است ، به اعتبار وجود اخروى ، در نوع يكى از بهايم داخل شود . و چه بسا در شخص واحد ، صور متعدد از وحوش و درندگان به فعليت برسد و بعد از بيدارى حاصل از موت ، از بستر خواب سنگين ناشى از غفلت عظيم ، به صورت گرگ برخيزد و هر يك از خلق و خوى وى به صورت درنده و سبع ، ظاهر شود و به جان او بيفتند .
اى دريده پوستينِ يوسفان * گرگ برخيزى ازين خواب گران
گشته گرگان ، سر به سر خوهاى تو * مىدرانند از غضب ، اعضاى تو .

نقل و تزييف

اما مسألهء وجود نفس ناطقه و كيفيت حدوث يا قدم آن ، يكى از مسائل مهم و از عويصات فنّ حكمت است . و اين كه در كلمات متأخرين ديده مىشود كه در دوران اسلامى ، اهل تحقيق بر دو مسلكند : معلم ثانى ، فارابى و شيخ رئيس و اتباع آنان از محققان مشائى و حكماى اشراق ، نفس را به حسب حدوث ، روحانى
شرح
متصل مىشود و از مطالعهء جمال آنان ملتذّ مىگردد . لذت حاصل از اتصال به حقايق ملكوتى ، از جهتى امرى خارجى و از جهتى امرى داخلى است . و هكذا در جانب شقاوت و عذاب« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ ».