بنابراين ، كمال جوهر عقلانى آن است كه جميع حقايق وجودى در آن نقش بندند . و قوهء عاقله است كه قدرت دارد حق اول - جل جلاله - را به قدر حوصلهء وجودى خود و سلسلهء مراتب وجودى صادر از مبدأ نظام هستى كه - النظام الكياني ظلّ للنظام الرباني - مجملا و مفصّلا ، جمعا و تفصيلا ، مراتب وجود حقّند .
اما اين كه به حسب كمّ مدركات عقلانى بيشتر و به حسب كيف تمامترند ، سرّ
شرح
و از آن جايى كه علم و انكشاف در اين موطن و مشهد ، نسبت به صور اسماى الهيه منشأ ظهور و تجلى و اظهار و ابتهاج است ، علم در اين موطن ، ملازم بل سبب علم به اشيا و ظهور اشيا است در جميع مواطن و مشاهد و حق ، در هر مرتبهاى نسبت به هر شىء شاهد و حاضر است .
« و لمّا ورد الإخبار الإلهي بأنّ اللّه تعالى كان و لم يكن معه شيء ، انتفت غيرية الأشياء بالنسبة إلى الوحدة التي هي محلّها الغيبي ( معنوى ) و ثبت أوّلية الحق من حيث الوحدة و بامتياز كثرة الأشياء المتعلقة ثانيا الكامنة من قبل في ضمن الوحدة و الجمع « 1 » بينها و بين الوحدة بالفعل ظهر الكمال المستجنّ في الوحدة أوّلا ، فالفتح بذلك باب كمال الجلاء و الاستجلاء الذي هو المطلوب الحقيقي . . . » .
بنابراين ، علم و ظهور و وجود ، يك امر و از اطوار اصل واحدند . و جميع موجودات ، همان طورى كه شئون ذاتى و صفتى و فعلى حقند ، شئون علمى حق نيز مىباشند . و ظهور وحدت در كثرت و كثرت در وحدت از ظهور علمى جدا نيست . و كمال جلاء و استجلاء نيست مگر شهود حق خويش را در موطن ذات تارة ، و در مظهر انسان كامل و جميع ذرارى وجود مفصّلا .
استاد مشايخنا العظام آقا ميرزا هاشم رشتى - نضّر اللّه وجهه - بر اين قسمت از نصوص ، حواشى محققانهاى نوشتهاند كه با كتاب نصوص به انضمام مقدمهء نگارندهء اين سطور و حواشى شيخ عارف محقق افضل المتأخرين آقا محمد رضا قمشهاى بر چند موضع از مواضع شرح فصوص و مقدمهء شارح محقق قيصرى و تعليقات حقير در دست طبع است . محصول آنچه استاد محقق آقا ميرزا هاشم در اين حاشيه مرقوم داشتهاند آن است كه : اشيا و حقايق متنزل از حق اول ، صورت علم حق به ذات و كثرات وجودى ، تعينات تعقلات حق در مشاهد و مواطن مختلف است . و همان طورى كه اشيا از طريق وسايط ، مشهود حقند ، حق اول ، از طريق وجه خاص و قرب وريدى ، حقايق را شهود مىنمايد . و علم ممكن به ذات خود علم به حق مقدم بر ادراك ذات خود را در بر دارد و لكن درك اين مسأله از غموض خالى نيست .
هامش
( 1 ) نصوص ، آخر كتاب تمهيد القواعد ، چاپ گ ، ط 1315 ق ، ص 198 ؛