شرح
شيخ زياد سازش ندارد . و تفوّه به وحدت در ادراك عقليات ، حاصل ذوق بىنظير شيخ است و گرنه بنابر ممشاى او صور عقلى ، اعراض متأخر از وجود نفس و نفس جوهر ، مبدأ صور و محل مدركات خود است . و عرض ، در مرتبهء معروض قرار نمىگيرد و بنابر مسلك شيخ تركيب عرض با موضوع ، تركيب انضمامى است .
حكماى اشراق و مشّاى از قدما و متأخرين ، به واسطهء نرسيدن به اصل وحدت محفوظ در مراتب وجود و عدم نيل به سريان حق در اشيا و عدم تصور نحوهء معيت وجود مطلق ( هستى لا به شرط عارى از جميع قيود و تعيّنات ) با وجود مقيد ( هر وجودى غير از مقام صرافت و محوضت هستى كه از آن به مقام ذات تعبير نمودهاند ، داراى قيد يا قيود است حتى وجود مطلق و فيض عام و اراده و قدرت فعلى حق كه به قيد اطلاق ، مقيد است و همين تعين به قيد اطلاق ، منشأ سريان اين حق مخلوق به است در مظاهر وجودى ) سبب شده است كه در علم حق دچار آن همه زلّات شوند . اگر كسى از سرّ ظهور اصل وجود در حقايق اعيان و نحوهء انبعاث اعيان از تجلى اعرابى حق كه منشأ كلمات وجوديه و مبدأ تحقق كتب الهيه است آگاه باشد ، نه منكر علم تفصيلى در مقام ذات مىشود و نه ملاك علم حق را به صور مرتسمه مىداند ( به اين معنا كه ملاك علم تفصيلى حق ، صور مرتسمهء عرضى و مفاهيم ذهنى مخصوص به عالم ماده در انتزاع صور از امور خارجى باشد ) .
بنابراين ، اختلاف در مراتب علم ، تابع نحوهء اختلاف جهات مغايرت و تمايز بين عالم و معلوم است . و هر چه بين عالم و معلوم احكام وحدت بيشتر باشد ، علم ، تمامتر است ، لذا موجودات واقع در عالم برزخ و مثال ، يكديگر را در ذات ، رفيق خود ، شهود مىكنند . و حقايق موجود در عالم عقل به حكم « المؤمن مرآة المؤمن » رفيق خود را در صفحهء وجود خود شهود مىنمايند . از قرب و نزديكى حقيقى و معنوى كه موجب رفع فواصل بين دو شىء مجرد است ، علم حاصل مىشود و علم همان قرب حقيقى است . لذا قال الشيخ الكامل المكمّل : « . . . و إذ شهدت هذا الأمر و ذقته بكشف محقّق ، علمت أنّ سبب كمال علم الحق بالأشياء إنّما هو من أجل استجلائه إيّاها في نفسه و استهلاك كثرتها و غيريتها في وحدته ، فإنّ كينونة كل شيء - في أيّ شيء كان سواء كان المحلّ معنويا ( مثل علم كه محل اعيان ممكنات است ) أو صوريا - إنّما تكون و تظهر بحسب ما تعين و ظهر فيه لأنّه تعالى مبتهج بذاته و صفاته و يشاهد ذاته في مقام الجمع و يرى صفاته في مقام التفصيل في مرتبة الأعيان الثابتة ، و شهود المجمل مفصّلا و المفصّل مجملا . جهات مغايرت و تمايز ناشى از قيود عارض بر اصل وجود ، از اصل حقيقت مرتفع است ، علم حق به اشيا در اين مشهد ربوبى ، اتم انحاى علم و انكشاف است ، كه برخى از ابناى توحيد و تفريد ، از آن به علم اجمالى در عين كشف تفصيلى تعبير نمودهاند .