تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
مفارقت كند در سلك ملائكه مجرده و عقول قدسيه درآيد و عقول و ملائكهء مجرده چون عقل صرفند ، اصلا علاقه و تعلق به ابدان در وجودشان نيست [ 1 ] و وجود و اصل به مرتبهء عقول مجرده در مقام ادراك حقايق و معنويات و حصول بهجت و سرور و نيل به لقاى حق و شهود وجه مطلق ، در رتبهء عقول قديسين قرار گرفته و از بهجت و سرور آنچه را كه ملائكه مقربين يابند مىيابد . نسبت ابتهاج و بهجت و لذت حاصل از لقاى حق و ادراك ملايمات خاص و اصلان به مقام قرب ، به لذات جسمانى و ملايمات حاصل از براى نفوس مقيد به ابدان ، درست در حكم نسبت متناهى به غير متناهى است ؛ چه آن كه لذات عقلانى و اهتزاز حاصل از لقاى عقول مقدسه ، دائمى و لذات جسمانى ، فانى و در عين آن كه در معرض فناست ، محدود و مشوب با آلام است . و لذا وارد شده است « العيش عيش الآخرة » [ 2 ] . همان طورى كه وجود عقلانى ، وجود صرف و محيط و مبرّا از نقايص لازم
شرح
[ 1 ] . چون عقل به موجودى اطلاق شود كه به كلى از قيود اجسام برى باشد و نسبت آن به جميع اجسام ، متساوى و از جهت وساطت در ايجاد اجسام ، ارادهء آن ، ارادهء مطلق و كلى و تعقل عقل ، مبدأ ظهور و اظهار نظام تام وجودى است ، به خلاف نفس كه به بدن جزئى تعلق دارد و مدبر نظام جزئى بدن است . [ 2 ] . اين كه برخى ، تصور كرده‌اند كه نفس ، بعد از خلع جلباب بدن ، براى نيل به لذات جسمانى جهت آن كه به سعادت بيشترى برسد و جامع لذات عقلانى و جسمانى شود ، به بدن تعلق گيرد و در آخرت عود به بدن نمايد ، به سرّ وجود نفس و غايت وجودى آن پى نبرده‌اند و ندانسته‌اند كه لذت عقلانى اتم انحاى لذات است . و نيز نفهميده‌اند كه تخلص از عالم ماده ذاتى نفس و به حسب غايت وجودى ، كمال تماميت و صورت اصليهء نفس است . و به همين لحاظ رجوع نفس از مقام عقل به بدن عبارت است از تجافى نفس از مقام كمال و رجوع آن به نقص و برگشت فعليت به قوه و استعداد است . لذا وارد شده است« إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها »، كنايه از آن كه اين تمنّا بر خلاف فطرت و منافى قضاى حتمى الهى است . اما مسألهء معاد جسمانى و عود روح و حشر آن بدن ، كه بدن اخروى باشد امرى ديگر است كه به تحقيق آن خواهيم پرداخت .