بعد از آن معلوم مىشود كافر ذمّى است و حفظ جان او راجح است .
در اينجا ، عنوان تجرّى صددرصد مذموم و داراى مفسده و عنوان واقعى هفتاد درصد واجد مصلحت است .
لذا ، آن سى درصد مفسده نمىتواند موجب حرمت و عقوبت شود در نتيجه : در اين مورد تجرّى حرام نبوده ، بلكه حد اكثر كراهت را دارد .
4 - و گاهى عنوان ظاهرى تجرّى ، لكن باطن عمل وجوب است .
فى المثل :
شما قطع حاصل مىكنى كه فلان شخص ، مرتدّ فطرى و واجب القتل است معذلك تجرى نموده او را نمىكشيد ، بعد معلوم مىشود كه فردى مؤمن و عالم است و قتلش حرام ، در اينجا نيز تجرّى صددرصد قبيح و عنوان واقعى عمل ( ترك قتل ) صددرصد حسن است .
لذا حسن عنوان واقعى با قبح تجرى تعارض كرده هر دو ساقط مىشوند .
در نتيجه در چنين موردى ، تجرى مباح است يعنى نه حسن دارد و نه قبح .
5 - و گاهى عنوان ظاهرى عمل تجرّى ، لكن عنوان واقعى وجوبى بسيار مهم است .
فى المثل :
شخصى قطع حاصل مىكند كه فلان شخص مهدور الدم و واجب القتل است لكن تجرّى نموده او را نمىكشد سپس معلوم مىشود كه وى يكى از اولياء راستين است در اينجا ، تجرّى صددرصد قبيح و مذموم است لكن عنوان واقعى ( ترك عمل ) دو برابر حسن دارد .
لذا اگر تعارضى ميان قبح تجرّى و حسن عنوان واقعى پيش بيايد يك برابر مصلحت و حسن باقى است در چنين مواردى نيز تجرّى داراى حسن است .
* با توجه به مقدمات و تقسيمبندى فوق رأى صاحب فصول چيست ؟
ج : اين است كه تجرى صور متعددى داشته و هر صورتى داراى حكم مخصوص به خود است .
* مقدمة بفرماييد افعال اختيارى انسان از لحاظ حسن و قبح بر چند قسم است ؟
ج : بر سه قسم است از جمله :
1 - برخى از افعال اختيارى ما حسن و قبحشان ذاتى است
يعنى فعل تمام الموضوع و علّت تامّه است براى حكم به حسن يا قبح ،
مثل : عدل كه حسنش ذاتى است بلكه عين حسن است و ظلم كه قبحش ذاتى و به عبارت ديگر عين قبح و زشتى است ، پس مادام كه عنوان عدل و يا ظلم صادق باشد ، حكم به
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦١