را عقلش كه عمل به طريق منصوب كند ، زيرا قطع به سلامت از عقاب در عمل به طريق است ، بهخلاف اينكه عمل به طريق معينشده را ترك كند ، پس گمان در ترك عمل ، عدم سلامت از عقاب است .
8 - و از اينجا ( ذاتى نبودن قبح در تجرّى ) روشن مىشود كه ، تجرّى بر فعل حرام در مكروهات واقعى از تجرّى در مباحات واقعى شديدتر است ، و تجرّى در مباحات شديدتر از مستحبات است ، چنانچه تجرّى در مستحبّات به اختلاف مراتبشان در شدت و ضعف مختلف شده همانطور كه در مكروهات اين چنين است .
9 - ممكن است در واجبات واقعى واقع و تجرّى هركدام اقوى بود رعايت شود .
تشريح المسائل * در عبارت ( يؤيد ذلك انّا نجد من انفسنا . . . ) فاعل يؤيّد و مشار اليه ذلك چيست ؟
ج : مؤوّل به مفرد ( انا نجد من ) فاعل يؤيد و فرق ميان تجرى و عصيان مشار اليه ذلك مىباشد .
* مراد شيخ از عبارت ( يؤيد ذلك انا نجد من . . . ) چيست ؟
ج : اين است كه ، مرتبهء مذمّت و تقبيح در متجرّى و عاصى يكى نمىباشد .
يعنى :
آنكه فعلش مطابق مبغوض واقعى باشد مورد عقاب و عذاب شديدترى است و آنكه تنها با قطع خودش مخالفت نموده ، عذاب و عقابى خفيفتر متوجه اوست ، زيرا با مراجعه به وجدان خود مىفهميم كه فرق است بين كسى كه قطعش مصادف با وقع درآمده با كسى كه قطعش مطابق واقع درنيامده است .
به عبارت ديگر : آنكه فعلش مطابق با واقع درآمده ، هم قبح فاعلى دارد هم قبح فعلى ، و عقاب داير مدار قبح فعلى است ، و آنكه فعلش مطابق با واقع درنيامده ، تنها داراى قبح فاعلى است .
پس حكم وجدان مؤيد آن است كه ، مصادف كيفر دارد ولى غير مصادف نه
* مراد شيخ از عبارت ( الا ان يقال انّ ذلك . . . ) چه مىباشد ؟
ج : بيان يك نظر است مبنى بر اينكه :
اين فرق در مرتبهء مذمّت ميان متجرّى و عاصى ، در مبغوضات شرعيّه نمىباشد چرا كه فرق است ميان منكرات و مبغوضات شرعيه با مبغوضات عقلائيه .
يعنى : فعل عاصى و متجرّى هر دو عند الشارع مبغوض ، و خداوند محلّ عروض حالات
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٩