حال ، در يكى از دو مسجد نمازگزار و عبادتكنندهء بيشتر و در ديگرى ، كمتر حاضر مىشوند در اينجا آن مسجدى كه پذيراى جمعيّت بيشترى است ثواب مؤسّسش نيز بيشتر است درحالىكه كثرت و قلّت جمعيّت در اختيار مؤسّس نمىباشد ، بلكه امرى اتفاقى و بيرون از اختيار مؤسس مىباشد . لكن ، همين امر غير اختيارى در زيادت و نقصان ثواب مؤثّر است .
* گواه دوم شيخ بر ترتّب ثواب و عقاب بر امر اختيارى و تأثير امر غير اختيارى در زيادت و نقصان ثواب يا عذاب چيست ؟
ج : عبارتست از روايت ( من سن سنة سيئة كان له مثل وزر من عمل بها ) مثلا اگر هريك از زيد و عمر مستقلا اقدام به ساخت و بناى يك مركز فساد نمودند ، و برحسب اتفاق در يكى از اين دو مركز جمعيّت بيشترى جهت انجام گناه حاضر شوند و در ديگرى عمل گناهى صورت نپذيرد ، بديهى است آن مؤسّسى كه بنايش پايگاه جرم و جنايت بيشترى است داراى جرم سنگينتر و عقاب زيادترى است .
حال استقبال از يك مركز فساد و عدم استقبال از مركز ديگر ، خارج از اختيار مؤسّسين است و لكن در كثرت و قلّت عقاب مؤسّس ، مؤثّر مىباشد .
* مراد از عبارت ( قد اشتهر انّ للمصيب اجرين و للمخطئ اجرا واحدا ) چه مىباشد ؟
ج : استناد به استشهاد ديگرى است بر اينكه عقاب و ثواب ، مترتّب بر امر اختيارى است هرچند امر غير اختيارى در كثرت و قلت ثواب مؤثر است يعنى مجتهدى كه فتوى داده و اجتهادش مطابق با واقع باشد داراى دو اجر است يكى در مقابل رنج و زحمتى كه براى افتاء برده است و يكى بابت رسيدن به واقع . لكن مجتهدى كه فتوى داده و اجتهادش مطابق با واقع نبوده و خطا كرده داراى يك اجر است آنهم به خاطر رنج و زحمتى كه در افتاء كشيده است و لذا مشاهده مىشود كه :
اصابت به واقع و عدم اصابت به واقع اگرچه بيرون از اختيار است معذلك در كثرت و قلّت ثواب تأثير دارد بدون اينكه در اين حكم بىعدالتى شده باشد .
* مراد شيخ از عبارت ( فالظاهر انّ العقل انّما يحكم بتساويهما من . . . . ) چه مىباشد ؟
ج : بيان نتيجهء بحث است بدين معنا كه :
هيچ استبعادى ندارد كه عدم المصادفة با واقع ، در مسئله مورد بحث ما موجب عدم العقاب شود .
بنابراين : عقل عقلاء ، اين دو شخصى را كه با قطع خود مخالفت نمودهاند و يكى مطابق با واقع درآمد و ديگرى نه ، در اصل مذمّت و توبيخ فاعلى مساوى مىدانند و لكن در مذمّت فعلى هيچگاه مساوى نمىباشند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 56
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٦