* مراد از عبارت ( و المسألة عقلية ) در متن چيست ؟
ج : اشاره به عدم حجيت اجماع است در مسئله مورد بحث
يعنى اين مسئله كه آيا تجرى عقاب دارد يا نه يك مسئله عقلى محض است و نياز به برهان دارد و حال آنكه اجماع به اعتبار اينكه كاشف از قول معصوم است در مسائل فقهى و شرعى حجت است و لذا در مسائل عقليه همچون مسئله مورد بحث نمىتوان به اجماع تمسك نمود .
* چرا در مسائل عقليه محض نمىتوان به اجماع تمسك نمود ؟
ج : زيرا اجماع و اتفاق آراء فقها بر امر عقلى حتى اگر محقّق و محصّل هم باشد ، كاشف از رأى و نظر معصوم نمىباشد چه رسد به اين مسئله كه اين همه مورد اختلاف است چنان كه ، شيخ معتقد است كه تجرّى عقابآور نيست و تنها قبح فاعلى دارد نه فعلى ، مشهور معتقدند كه تجرّى موجب عقوبت است .
و كثيرى از فقها ، قائل به عدم حرمت تجرّى هستند .
* مراد از عبارت ( فالمنقول منه ليس بحجّة ) در متن چيست ؟
ج : اين است كه : وقتى اجماع محصّل در ما نحن فيه حجيّت ندارد به طريق اولى اجماع منقول كه حتى در مسائل تعبّدى شرعى فاقد حجيّت است ، حجّت نمىباشد .
* غرض از اجماع منقول چيست ؟
ج : غرض اجماعى است كه ، خود مكلّف مجتهد آن را تحصيل نكرده ، بلكه فرد عادلى آن را نقل كرده است .
* مقدمة بفرماييد مذمت بر چند قسم است ؟
ج : بر دو قسم است 1 - مذمت فعلى 2 - مذمت فاعلى
* مراد از مذمت فعلى و فاعلى چيست ؟
ج : مذمت فعلى يعنى : عمل شخص يك عمل زشت و ناپسند است .
مذمت فاعلى يعنى : فرد مكلّف ، شقى و داراى نيات زشت و افكار پليد است هرچند در خارج كار زشتى از او سر نزند و يا اينكه قادر بر اقدام نباشد .
* عبارت اخراى مذمت فعلى و فاعلى چيست ؟
ج : قبح فعلى و قبح فاعلى
يعنى : گاهى عنوان قبح ، صفت فعل است و گفته مىشود فلان فعل قبيح است ، و گاهى صفت فاعل است كه گفته مىشود فلان شخص قبيح است .
* چه نسبتى از نسب اربع ميان قبح فعلى و فاعلى برقرار است ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٣