تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
ج : اينست كه : در بخش الفاظ گفته شده : در تقسيمات اوليهء واجب ، اطلاق و تقييد هر دو ممكن مىباشد و لذا از عدم التقييد اطلاق را كشف مىكنيم . لكن در تقسيمات ثانويه واجب ، تقييد محال است ؛ چرا كه مستلزم دور و تسلسل است ، پس اطلاق هم محال است . حال ، قصد قربت با تمام شعباتش از قبيل : قصد الوجه و قصد التميز و . . . در تقسيمات ثانويه داخل‌اند ، يعنى : پس از تعلّق امر مىگوييم : اين عملى كه متعلّق امر است ؛ يا قصد قربت در آن لازم است يا نيست . يا به نيّت وجوب انجام مىشود يا بدون نيّت . يا توأم با تمييز از غير مأمور به است يا نيست . و در تقسيمات ثانويّه تقييد محال است پس اطلاق هم محال است ؛ پس خطاب مولى نه اطلاق دارد و نه تقييد ، بلكه اهمال دارد . پس دست ما از اصول لفظيّه خالى است و لذا نوبت به اصول عمليه مىرسد . و اصل عملى در شك ، در محصّل غرض احتياط است از باب اينكه ، اشتغال يقينى مستدعى فراغت يقينيّه است . بنابراين ، بايد كارى كنيم كه قطع به حصول غرض مولى حاصل شود و آن به امتثال تفصيلى است و نه اجمالى . * نظر جناب شيخ در مواردى كه ، احتياط مستلزم تكرار است و تمكّن از امتثال تفصيلى هم داريم چيست ؟ ج : بهترين راه طريقهء احتياط تام و كامل مىباشد و آن عبارتست از اينكه : ابتداء به سراغ ظنّ مطلق ( خاص ) رفته و به هريك از چهار جهت و يا هريك از ظهر و عصر در نماز و . . . ظن پيدا نموديم ، همان طرف را با تمام خصوصيات محتملة الدخيل و معتبره انجام دهيم . فى المثل : اگر ظنّ به ظهر پيدا نموديم ظهر را با قصد قربت و قصد وجه و قصد تميز انجام دهيم و سپس از روى احتياط طرف ديگر را انجام دهيم آن‌هم از باب اينكه ، شايد ظنّ ما خطا بوده و واجب واقعى همين طرف دوم باشد تا به مصلحت واقعيه برسيم . * مراد شيخ از عبارت ( و توهم . . . . تا مدفوع . . ) چيست ؟ 1 - بيان يك اشكال است مبنى بر اينكه : اين شيوهء شما ( شيخ ) نيز از يك جهت مبتلا به اشكال است و آن عبارتست از اينكه : شايد در واقع واجب همين طرف باشد درحالىكه عبادت قصد وجه مىطلبد و شما انجام