مشروعيّت اخذ به ظن دارد لكن لزوم آن را نمىرساند .
6 - در دوران ميان تعيين و تخيير هم عقل حكم به تقدّم تعيين مىكند .
7 - در مورد اشكال هفتم هم مىگوييم كه :
اگر تميز باشد و واجب تعبدى را مشخصا انجام دهيم يقين به امتثال داريم .
اگر تميز نباشد ، شك مىكنيم كه آيا غرض مولى حاصل شده است يا نه ؟
و هركجا كه شك در محصّل غرض پيدا كنيم ، اصالة العدم جارى مىشود . پس احتياط و امتثال اجمالى كافى نيست ؛ بلكه تحصيل ظنّ لازم است .
* مراد شيخ از عبارت ( ادلّه الظنون . . . . . تا دلّت على كفايتها . . . . ) چيست ؟
ج : پاسخ از يك سؤال مقدّر است به شرح ذيل :
وقتى ادلّهاى كه دلالت بر اعتبار ظنّ خاصّ داشته و در مقام تعيّن عمل به آنها مىباشد و مفاد آنها اينست كه ؛ در مقام امتثال غير از اخذ به آن ( ظنّ خاص ) به نحو ديگر نبايد اطاعت نمود ، چرا ما بپذيريم كه ، در صورت دوران ( بين عمل به ظنّ خاصّ و احتياطى كه توقّف بر تكرار دارد ) احتياط و تكرار عمل از عمل به ظنّ خاص اولى است ؟
* حاصل پاسخ شيخ به سؤال مذكور چيست ؟
ج : اينست كه :
ادلّهء ظنون خاصّه مثل اجماع و آيات ، بر وجوب عمل به ظنون دلالت ندارد و نمىتوان انحصار عمل به ظنّ خاص را از آنها استفاده نمود
بلكه نهايت دلالت آن ادلّه . تنها اعتبار ظنّ خاص و جواز عمل به آنها مىباشد نه اينكه ، سلب جواز از عمل به احتياط كرده باشند .
* مراد شيخ از عبارت ( ان يقال انّه اذا شكّ . . . ) چيست ؟
ج : اينست كه :
اگر در دليل حكم يك لفظ مطلق وجود داشت كه فاقد هرگونه مقيّدى است كه مكلّف به يا فعل را به شرط يا قيدى ، مقيّد كند به حكم عقل انجام عمل به هر نحوى مجزى است چرا كه لفظ دليل به بيشتر از ايجاد مكلف به دلالت نمىكند
فى المثل : اگر در دليل آمده باشد كه ( اعتق رقبه ) و در ميان ادلّه وارده لفظى كه عتق رقبه را مقيّد به قيدى كرده باشد وجود نداشته باشد عقل حكم مىكند كه صرف ايجاد اعتاق كافى است چه اينكه : عبد مؤمن باشد يا كافر
و اگر فهميديم كه انگيزهء مولى از امر :
1 - تعبّد به مأمور به است و نه صرف ايجاد آن ، ( اعم از اينكه ، معناى تعبد را از نفس طلب
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٧٤