3161 . بزرگى گفت : هر كس از خدا بترسد ، خشم خود فرو برد . و كسى كه از خدا پروا كند ، به خواهش خود عمل نمىكند . و آنكه از محاسبه حذر مىكند ، هرچه دلش بخواهد نمىخورد .
3162 . وقتى كه معاويه از احنف بن قيس دربارهء حضرت على عليه السلام پرسيد ، احنف گفت : او سه كار مىكرد و سه كار نمىكرد : وقتى سخن مىگفت قلبها را مىربود . سخنانش گوش نواز بود . و آسانترين كار را انتخاب مىكرد . با فرومايه معاشرت نمىكرد . هر كارى كه باعث معذرتخواهى شود انجام نمىداد و رياكارى نمىكرد .
3163 . معاويه به خالد بن معمر گفت : على عليه السلام را براى چه دوست دارى ؟ گفت : براى سه خصلت :
بردبارى او هنگام خشم ، صداقت او هنگام سخن گفتن ، و عدالت او در حكومت .
3164 . حسن بصرى گفت : معاويه سه كار هلاكتآور و بدبختكننده انجام داد : حكومت را در حالى غصب كرد كه از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله افراد شايستهاى بودند . پسرش يزيد را كه هميشه مست و اهل تشريفات و نوازنده بود جانشين خود كرد . و « زياد » را برادر خود خوانده و به فرماندارى عراق نصب كرد .
3165 . حكيمى گفت : دنيا را براى سه چيز مىخواهند : بى نيازى ، عزت ، راحتى . پس هر كه در دنيا زاهد باشد عزيز است . و هر كه قانع باشد بى نياز است . و هر كه كمتر رنج دنيا برد راحتتر است .
3166 . احنف بن قيس گفت : هر كس با من در افتاد با او يكى از اين سه كار را كردم : اگر بالاتر از من بود قدر او را دانستم . و اگر پايينتر از من بود خود را از شر او حفظ كردم . و اگر مثل من بود به او نيكى كردم .
3167 . محمد بن سماك گويد : چند سال دنبال مال بودم تا وقتى كه به ياد قارون افتادم ، ديدم چيزى بهتر از اين سه مرا به خدا نزديك نمىكند : قلب پرهيزكار ، زبان راستگو ، بدن صابر .
3168 . يحيى بن معاذ گفت : حرص ، شير درنده است ، و مردم نسبت به آن سه دستهاند : گروهى آن را رها كردهاند اينها دنيا پرستانند . گروهى آن را زنجير كردهاند اينها زاهد هستند . گروهى آن را از پاى در آوردهاند اينها اولياء خدا و صدّيقان هستند . و به سه چيز توصيه مىكردند و مىنوشتند : كسى كه براى آخرتش تلاش كند خداوند دنياى او را تأمين مىكند . و كسى
المواعظ العددية — صفحة 87
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨٧