تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥

فصل ششم : پندهاى حكيمان و زاهدان و عابدان

2643 . از عابدى پرسيدند : در چه حالى ؟ گفت : ميان دو نعمت : رزق فراوان ، و گناه پنهان شده . 2644 . گفته شده : عاقل بايد دو آينه داشته باشد : در يكى بديهاى خود را ببينيد . تا خود را كوچك شمارد . و هرچه مىتواند خود را اصلاح كند . و در ديگرى خوبيهاى ديگران را ببيند . و خود را بدان‌ها بيارايد . و هرچه مىتواند از آن خوبيها بدست آورد . 2645 . گفته شده : دو چيز تا از دست نرود قدرش را نمىشناسند : تندرستى و جوانى . 2646 . از حكيمى پرسيدند : آيا نعمتى مىشناسى كه بر صاحبش حسادت نكنند يا بلايى كه بر گرفتارش دلسوزى نكنند ؟ گفت : آرى ، آن نعمت تواضع و آن بلا تكبر است . و به جعفر طيار در حالى كه درباره درهمى چونه مىزد نگاه مىكردند گفتند : آيا در يك درهم چونه مىزنى در حالى كه شما در بخشيدن آنگونه [ فراوان ] مىبخشى ؟ گفت : آن مال من بود بخشيدم و اين عقل من است كه به آن بخل مىورزم . 2647 . از حكيمى پرسيدند : راضى كيست ؟ گفت : كسى كه از منع شدن غمگين نشود . و از عطا مسرور نگردد . 2648 . از حكيمى پرسيدند : زاهد كيست ؟ گفت : كسى كه حرام خدا را ترك كند ، و و فقط آنچه حلال است بگيرد . 2649 . از حكيم ديگرى پرسيدند : زاهد كيست ؟ گفت : كسى كه به آخرت رغبت داشته باشد ، و آنچه نهى شده را ترك و به آنچه امر شده عمل كند . 2650 . از سومى پرسيدند : زاهد كيست ؟ گفت : كسى كه از حرام به حلال پناه برد .