تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
1006 . تو را همين غصه بس ، كه بدانى خواهى مرد . 1007 . ناسپاسى ، نعمت را از بين مىبرد . 1008 . در محفوظ ماندن از اجل همين بس ، كه خداوند براى هر انسانى چند نگهبان [ از فرشتگان ] گمارده است . كه او را حفظ كنند . در چاه نيفتد . يا ديوار بر سرش خراب نشود . يا درنده‌اى به او حمله نكند . و زمانى كه اجل فرا رسد ، او را در برابر اين آسيب‌ها رها مىكنند . 1009 . در تواضع همين بس كه شرف است . [ تواضع شرافت است . ] 1010 . درد پيرى كافى است . [ پير را درد پيرى بس است . ] 1011 . پيرى ، براى خبر دادن از مرگ كافى است . 1012 . در نادانى انسان همين بس ، كه از خود راضى باشد . 1013 . در پستى انسان همين بس ، كه خودپسند باشد . 1014 . در سعادت انسان همين بس ، كه در امور دين و دنيا به او اطمينان كنند . 1015 . مشورت ، پشتوانه است . 1016 . براى حسود ، درد حسد كافى است . 1017 . آنچه در آينده واقع مىشود ، گويا اتفاق افتاده است . 1018 . آنچه در آينده مىآيد ، نزديك است . 1019 . كلام خدا ، داروى دلهاست . 1020 . هر بدعتى ، گمراهى است . 1021 . هر كينه‌اى كه قريش از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بدل داشت ، نسبت به من ظاهر كرد . و به زودى نسبت به فرزندانم آشكار مىكنند . من كجا و قريش كجا ؟ من با آنها به امر خدا و پيامبرش رفتار كردم . آيا اگر مسلمان بودند ، اين پاداش كسى است كه از خدا و رسولش اطاعت كند ؟