عدهاى اشتقاق آن را از صف به معنى رسته و رده مأخوذ باشد .
حلاج : چون محو شدى ، به جايى رسى كه محو و اثبات نماند ، اين تصوف است .
صوم : خوددارى از چيزى ، آرام شدن باد . به نيمه رسيدن روز . خاموش بودن ، چشيدن مرگ ، قطع التفات سالك و غايب شدن از ديدار خلق به ديدار حق است .
صيام كبرى : - صوم .
* * *
[ ( ض ) ]
ضياء عرش : ضياء ؛ نور ، روشنايى . ضياء عرش ؛ نور عرش .
ضياء كرسى : - ضياء عرش .
ضياء مخمّر : - ضياء عرش .
* * *
[ ( ط ) ]
طاير ميمون : طاير ؛ پرنده ، مرغ از تركيبات ديگر آن : طاير سورهنشين ، طاير قدسى .
حلاج : هدهد سليمان است يا عنقاى مغرب ، يا هماى ملك ، يا طير عافيت يا طير الهام . . .
يا جبرئيل يا مصطفى است .
طريق : راه ، روش ، طريقه ، رسم . مسلك ، مذهب ، راه وصول به حق .
حلاج : آن دو قدم است و رسيدنى ؛ يكى قدم از دنيا برگير و يك قدم از عقبى و اينك رسيدى به مولى .
طمأنينه : آراميدن ، قرار گرفتن ، آرامش ، قرار ، سكون قلب . آسايش و استراحت .
سكون و آرامش است كه « امن » آن را تقويت مىكند طمأنينه سه درجه دارد : طمأنينه دل ، طمأنينه روح و طمأنينه شهود .
طمس : ناپديد كردن ، ناپيدا كردن ، هلاك كردن . رفتن همهء صفات بشريت در صفات انوار ربوبيت . مجو كردن و بىخاصيت كردن چيزى .
طواسين : جمع « طس » ( طإسين ) كه در اول برخى از سورههاى قرآن آمده است . و نام كتاب معروف حلاج ( طواسين الازل ) به شمار مىرود .
: طواسين الازل جملهء اسرار است . « طإاش » طهارت قدم و طهوريت ازل است . پاك گرداند به قدس آن ، و تجلى كند به تنزيه آن اسرار واصلان را . « سينش » سناى ابد است .
« نونش » نوال حق است . « طاءاش » طه ، « سيناش » ياسين و « نوناش » نور حق .