در جنگها آن تابوت عهد را با خود مىبردند و چون پيروز مىشدند ، آن را علامت اعجاز تابوت عهد مىدانستند .
سلوك : رفتن در راهى ، درآمدن در جايى . روش ، رفتار . طى مدارج خاص كه سالك بايد آنها را طى كند تا به مقام وصل و فنا برسد . اين مدارج عبارتند از : توبه ، مجاهده ، خلوت ، عزلت ، ورع ، زهد ، صمت و رجا و غيره است .
سماع : از « سمع » به معناى شنيدن و هر آواز كه شنيدن آن خوشايند باشد و آدمى را به رقص و وجد آرد . در نزد صوفيه وجد و سرور و رقصيدن و چرخيدن و پاىكوبى و دستافشانى است كه صوفى به تنهايى يا به صورت گروهى با آداب و تشريفات و شيوههاى خاص اغلب در خانقاهها يا رباطهاى صوفيان به انجام مىرساند . موسيقى و سماع در جان عارف تأثير مىكند و او را به وجد و شوق مىآورد و خيال را برمىانگيزد .
مولوى :
سماع آرام جان زندگان است * كسى داند كه او را جان است « 1 »
چونك با معشوق گشتى همنشين * دفع كن دلالگان را بعد از اين
هركه از طفلى گذشت و مرد شد * نامه و دلاله بر وى سرد شد « 2 »
در سماع آفتاب اين درهها چون صوفيان * كس ندارند بر چه قولى بر چه ضربى ؟ بر چه ساز ؟ « 3 »
سماع از نظر مولوى پنجرهاى به سوى گلستان است براى رويت معشوق :
پنجرهاى شد سماع سوى گلستان تو * گوش و دل عاشقان بر سر اين پنجره « 4 »
حافظ :
يار ما چون سازد آهنگ سماع * قدسيان در عرش دستافشانى كنند
* * *
هامش
( 1 ) . ديوان شمس ، ج 1 ، ب 3663 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر چهارم ، ب 2068 .
( 3 ) . ديوان شمس ، ج 3 ، ب 15132 .
( 4 ) . همان ، ج 5 ، ب 25392 .