حلاج در عباراتى كوتاه مىگويد :
معرفت پرواز عام عشق در اين جهان است . « 1 »
« معرفت ، حقيقى است روحانى و قدسى ، جوهرى الهى ، جوهرى ربانيه كه در ما از طريق فوق طبيعى ، درك مىشود » . « 2 »
انسان چگونه خدا را مىشناسد ؟ به وسيلهء حواس نمىتوان وى را شناخت پاسخ حلاج چنين است :
از راه اعتراف به اينكه وى به حقيقت ، قدوسى است ، و بيان حرفبهحرف و لفظ به لفظ اسماء اللّه و تهذيب و صافى گردانيدن تصوّر صفات او ، و حتى تهذيب نيّت پاك ما براى تصديق ذات خداوند ، به عبارتى تجلّى اسماء الهى در انسان و جارى نمودن اين اسماء در جان و روان خويش ، كه در اين صورت حقيقت اصيل خدا بر ما آشكار مىشود . « 3 »
حلاج دربارهء دريافت حقايق اشياء و معرفت آدمى به آن با زبانى ساده و قابل فهم مىگويد اشياء در ذهن ما اثرى ساده مىگذارند و ما با طبقهبندى و نامگذارى آنها ، به ماهيت و هويتشان پى مىبريم . در نهايت با پيوند حقيقت آن شىء با اصل قدسى كه اين عمل در درون آدمى انجام مىگيرد معرفت حاصل مىشود :
ما چگونه به اين حقيقت وجودى پديدهها و موجودات جهان پى مىبريم ؟ با بررسى سادهء حقيقت اثرى ساده از آن شىء در ذهن ما باقى مىماند و سپس با ارزشيابى صحيح معنى و طبقهبندى و نامگذارى صحيح علمى اين شىء ، براى ذهن ما قابل فهم و تحليل مىگردد و ما به ماهيت و هويت آن پى خواهيم برد . در مرحلهء نهايى ، حقيقت راستين شىء و سرچشمهء اصلى آن را در پيوند با ماوراى اين جهانى و آن اصل قدسى باز مىشناسيم ؛ يعنى پذيرفتن شىء در نفس كه آدمى را بىواسطه به آستانهء وجودى قدسى مىرساند . « 4 »
هامش
( 1 ) . عرفان حلاج ، ص 61 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . طواسين ، به نقل از عرفان حلاج ، ص 21 .
( 4 ) . عرفان حلاج ، ص 104 .