مغيرة را به خود گزار ( به سخنانش اعتناء مكن ) زيرا او از دين نگرفته و نياموخته مگر چيزى كه دنيا را به او نزديك كرده است ( چيزى كه به درد دنيايش مى خورد ) و با قصد ( دانسته ) بر خود مشتبه ساخته تا شبهات ( نادرستيهايى كه بحقّ و درست مانند ) را بهانهء خطاها و لغزشهايش قرار دهد ( خلاصه بدين معتقد نيست پس بحث در اين گونه شبهات براى آنست كه كفر و نفاقش فاش نشود و امر دنيايش منظّم باشد ) .
398 - امام عليه السلام ( در ترغيب به توكل و اعتماد به خدا ) فرموده است
: 1 - چه نيكو است فروتنى توانگران با درويشان براى بدست آوردن پاداشى كه نزد خدا مى باشد ، و نيكوتر از آن بى اعتنائى و سرفرازى درويشان است با توانگران به جهت اعتماد به خدا ( چون اين كار بزرگترين دليل است بر كمال يقين و باور به خدا ، زيرا بسبب سرفرازى خود با توانگر طمع و آز به غير خدا و خوف و ترس از غير او را از بين برده و در نوميدى سخت شكيبا گشته و هيچيك از اينها در فروتنى توانگر نيست ) .
399 - امام عليه السلام ( در بارهء سود خرد ) فرموده است
: 1 - خداوند عقل را در مردى وديعه ننهاده ( نبخشيده ) مگر آنكه او را با آن يكى از روزها ( با چارهسازى آن از فتنه و تباهى دنيا يا بوسيلهء طاعت و بندگى از گرفتارى آخرت ) رهائى دهد .
400 - امام عليه السلام ( در بارهء غلبهء حق بر باطل ) فرموده است
: 1 - هر كه با حقّ در آويزد ( زد و خورد نموده بخواهد آن را از بين ببرد ) حقّ او را به خاك افكند ( نابود سازد ، زيرا خداوند يار حقّ است و كسى را توانائى