تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 945

مساهمون:

ص٩٤٥
و اين كار من براى كنديت در سعى و كوشش و زياد كردن تلاش تو نبوده ( زيرا توانائى خود را به كار برده‌اى ، ولى كارى كه از اشتر ساخته بود از تو ساخته نيست ) و اگر آنچه در زير دست تو است ( حكومت مصر ) از تسلّط تو بيرون سازم ترا به چيزى ( شهرى يا كارى ) حاكم سازم كه سنگينى و رنجش كمتر و امارت آن بر تو خوش آينده‌تر باشد . 2 - مردى ( مالك ) را كه بر مصر حاكم ساختم براى ما مردى بود خير انديش ( چنان كه تو هستى ) و بر دشمن ما چيره و توانا ( كه تو آن طور نيستى ) پس خدايش بيامرزد كه روزگارش را ( به سعادت و نيكبختى ) بسر رساند ، و با مرگ روبرو شد ، و ما از او خورسنديم ، خداوند رحمت خود را به او عطاء فرمايد ، و پاداشش را دو چندان گرداند ، 3 - پس ( اكنون كه مالك كشته شده و بمصر نرسيده ) بسوى دشمن رو ( در شهر نمان تا دشمن بسوى تو آيد ) و با بينائى روان گرد ( احتياط و آرامى در كار و روش جنگ را از دست مده ) و بجنگ كسى كه با تو مى جنگد بشتاب ( كندى مكن كه بر تو فيروزى يابد ) و ( آنها را ) به راه پروردگارت بخوان ( تا حجّت بر ايشان تمام شود و بدانند جنگ تو با آنان بدستور خدا است نه از روى هواى نفس ) و از خدا بسيار يارى طلب تا نگاه‌داردت از آنچه ( گرفتاريها كه ) ترا بغمّ و اندوه انداخته ، و ياريت كند در آنچه ( سختيها كه ) به تو رسيده است ، اگر خدا ( فتح و فيروزى براى تو ) خواهد .