تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
خاتمه دادند ، حضرت فرمود ) : ( 1 ) بعد از سپاس و ستايش خداوند متعال و درود بر پيغمبر اكرم ، اى مردم عراق شما چون زن آبستنى هستيد كه پس از تحمّل مدّت حمل بچه را سقط كرده مرده بيندازد و شوهرش بميرد و بيوگى او طول بكشد ، و ( پس از مرگ چون فرزند و شوهرى نداشته ) بيگانه‌ترين اشخاص ميراثش را ببرد ( در اين جنگ رنج بسيار كشيديد و چون فتح و فيروزى بشما نزديك شد فريب خورده آن را از دست داديد و به حكومت حكمين راضى گشتيد و از رأى امامتان پيروى ننموده خود را بى پيشوا فرض كرديد تا اينكه دشمن بيگانه شهرهايتان را بتصرّف در آورده بر شما مسلّط گرديد ) . ( 2 ) آگاه باشيد سوگند به خدا من با اختيار بسوى شما نيامدم ( حركت من از مدينه و آمدنم بسوى شما و ماندن در كوفه به دلخواه نبود ) و ليكن ( در جنگ جمل چون لشگر حجاز براى كمك با من وافى نبود و لشگر شما را مى خواستم ، لذا ) بناچار آمدم ( و چون پس از جنگ با اهل بصره جنگ با مردم شام پيش آمد از اين جهت مجبور شدم در شهر شما اقامت نمايم ) ( 3 ) و به من خبر رسيده كه شما ( از روى نفاق و دوروئى ) مى گوئيد : علىّ دروغ مى گويد ، خدا شما را بكشد ( رحمتش را از شما دور گرداند ) بر كه دروغ مى گويم آيا بر خدا دروغ مى بندم من كه اوّل كسى هستم كه به او ايمان آورده‌ام يا بر پيغمبر او دروغ مى بندم من كه اوّل كسى هستم كه او را تصديق نموده‌ام ( 4 ) سوگند به خدا چنين نيست ( كه شما مى گوئيد ) و ليكن سخنانم صحيح و گفتارم فصيح است ، شما كه در آن هنگام ( كه آن را از پيغمبر فرا مى گرفتم ) حاضر نبوديد ، و ( اگر هم حاضر بوديد ) لياقت شنيدن آن را نداشتيد ( چون اخبار بغيب را نمى فهميديد بر شما پوشيده ماند ) ( 5 ) واى بر مادر او ( كه مرا تكذيب مىكند يعنى مادر به مرگ او نشيند ، زيرا ) بى بها پيمانه ميكنم ( همه چيز را ياد مى دهم بدون توقّع و مزد ) اگر او را ظرفى باشد ( استعداد داشته باشد ) و هر آينه خواهيد دانست راستى گفتار را بعد از اين ( در قيامت كه بكيفر گفتار خود مبتلى خواهند شد ، يا پس از وفات آن حضرت وقتى كه بنى اميهّ بر آنها مسلّط گشته آنچه كه آن بزرگوار از آينده خبر داده بود بر آنان هويدا گرديد . جملهء و لتعلمنّ نبأه بعد حين را از قرآن كريم اقتباس فرموده س 38 ى 88 ) .