مى باشيد كه ( براى دفع دشمن ) ميل بشما داشته باشند ، و نه ياران توانائى كه نيازمند بشما گردند ، ( 4 ) نيستيد شما مگر مانند شترهايى كه ساربانهايشان ناپيدا هستند ، چون از طرفى گرد آيند از طرف ديگر پراكنده شوند ، ( 5 ) سوگند به خدا شما براى افروخته شدن آتش جنگ بد مردمى باشيد ( زيرا ) با شما مكر و حيله ميكنند و شما حيله نمى كنيد و شهرهاى شما را تصرّف مى نمايند و شما خشمگين نمى شويد ( در صدد دفاع بر نمى آييد ) دشمن به خواب نمى رود و شما را خواب غفلت ربوده فراموش كار هستيد ، ( 6 ) سوگند به خدا مغلوبند كسانى كه ( براى جلوگيرى از پيشروى دشمن ) با يكديگر همراهى نكردند ، ( 7 ) سوگند به خدا گمان ميكنم اگر جنگ شدّت يابد و آتش مرگ و قتل افروخته شود شما مانند جدا شدن سر از بدن از ( اطراف ) پسر ابو طالب جدا خواهيد شد ( با اين خوف و ترسى كه داريد ممكن نيست دوباره بدور من گرد آئيد ) ( 8 ) و سوگند به خدا مردى كه دشمن را بطورى بر خود مسلّط كند كه گوشتش را بدون اينكه چيزى بر استخوان باقى بماند بخورد و استخوان را شكسته پوستش را جدا سازد ( خلاصه از دشمن كه هستى او را از جان و مال و زن و فرزند در تصرّف آورده جلوگيرى ننمايد ) ناتوانى و بى حميّتى او بسيار و قلب و آنچه آن را از اطراف سينهء او فرا گرفته ضعيف است ، ( 9 ) اى شنونده اگر تو هم مى خواهى در ناتوانى و بى حميّتى مانند اين مرد باش و امّا من به خدا سوگند پيش از آنكه به دشمن فرصت و توانائى دهم با شمشيرهاى مشرفى ( مشارف نام قرايى بوده كه شمشير مشرفى به آن منسوب است ) چنان به او خواهم زد كه ريزه استخوانهاى سر او بپّرد و بازوها و قدمهايش قطع شود و پس از كوشش من اختيار فتح و فيروزى با خدا است . ( 10 ) اى مردم مرا بر شما حقّى و شما را بر من حقّى است : امّا حقّى كه شما بر من داريد نصيحت كردن بشما است ( ترغيب به اخلاق پسنديده و باز داشتن از گفتار و كردار ناشايسته ) و رساندن غنيمت و حقوق بشما است به تمامى ( از بيت المال مسلمين بدون اينكه بگذارم حيف و ميل شود ) و ياد دادن بشما است ( از كتاب و سنّت آنچه را كه نمى دانيد ) تا نادان نمانيد ، و تربيت نمودن شما است ( بآداب شرعيهّ ) تا بياموزيد ( و بر طبق آن رفتار نمائيد ) و امّا حقّى كه من بر شما دارم باقى ماندن به بيعت است ، و اخلاص و دوستى در پنهان و آشكار ، و اجابت من چون شما را بخوانم ، و اطاعت و پيروى به آنچه بشما امر كنم .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١١٥