را مىخواند ( واز أو روا شدن حاجتي را مىخواهد ) پس خداى - عزّ وجلّ - به دو فرشته ( موكّل بر آن بنده ) فرمايد : من دعاى اين بنده را مستجاب نمودم ، ولى شما أو را به درگاه من ، به سبب روا نشدن حاجتش ، نگه داريد ( شتاب در روا ساختن حاجت أو نكنيد ) زيرا من دوست دارم كه بشنوم صداى دعا ونالهء أو را ، وبه درستى كه بندهاى خدا را مىخواند ( واز وى چيزى مىخواهد ) پس خداى متعال فرمايد : شتاب كنيد در روا ساختن حاجت اين بنده ؛ زيرا من خوش ندارم كه بشنوم صداى أو را . « 1 »
اى بسا مخلص كه نالد در دعا * تا رود دود خلوصش بر سما
تا رود بالاى اين سقف برين * بوى مجمر از أنين المذنبين
پس ملايك با خدا نالند زار * كاى مجيب هر دعا واى مستجار
بندهء مؤمن تضرّع مىكند * أو نمىداند بجز تو مستند
تو عطا بيگانگان را ميدهى * از تو دارد آرزو هر مشتهى
حق بفرمايد كه نز خوارى اوست * عين تأخير عطا يارى اوست
ناله مؤمن همىداريم دوست * گو تضرّع كن كه اين اعزاز اوست
حاجت آوردش ز غفلت سوى من * آن كشيدش موكشان تا كوى من
گر برآرم حاجتش أو وارود * هم در آن بازيچه مستغرق شود
گرچه مينالد بجان يا مستجار * دل شكسته سينه خسته ، گو بزار
خوش همىآيد مرا آواز أو * وآن خدايا گفتن وآن زار أو
8 . آن كه به درگاه حضرت احديّت تضرّع ولابه وزارى نموده ، وخداى متعال را با دلى متوجه ومحزون ، وچشمى اشكبار بخواند ، تا مورد لطف ومرحمت پروردگار قرار گيرد .
قال - عزّ وجلّ -
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً
« 2 » وقال :
فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ
. « 3 »
در كتاب عدة الداعي روايت شده كه از جمله مواعظى كه خداوند به عيسى عليه السّلام فرمود : اين است كه اى عيسى ! بخوان مرا خواندن شخص محزون واندوهناكى كه مشرف به غرق شدن
هامش
( 1 ) . همان ، ص 489 .
( 2 ) . أعراف ( 7 ) آيهء 55 .
( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 42 .