فرمودند : « گاهى آثاري مشاهده نمودم كه غير از آن وجود مقدس شايسته آن نبود » . در آن لحظه ، نه من اصرار بر ذكر مواردش نمودم ونه ايشان بيانى فرمودند ولكن در مواقعى قضايائى اتفاق افتاد كه به گمان اين جانب مورد انطباق بود :
1 - دستور به مداومت دعاى مشروط به طهارت ، به جهت حفظ از مرض وبا در سنه 1321 ه . ق .
( معروف به سال وبائى ) كه ابتدأ به ايشان نام دعا القاء مىشود ، بعد دسترسى به آن دعا به نحو غير منتظر ( به وسيله شخصي بعد از اداى نماز ودر مسجد به ايشان ) ومداومت بر آن وحفظ كليه افراد خانواده وكساني كه مداومت به خواندن آن كردند ، از ابتلاى به آن مرض ومبتلا شدن دو نفر از اعضاى خانواده وشفاى آنها .
2 - در اثر توسّل به أئمة أطهار در نجف اشرف وبه امام زمان بجهت وسعت رزق واداى ديون در مسجد هندى ، پس از فراغ از بحث مرحوم ميرزاى نائينى قدّس سرّه پيرمرد ناشناسى بدون سؤال واظهار حال ، نزد ايشان مىآيد ومىگويد : ما در موقع شدت وابتلاى اين آية را در شب نيمه شعبان ( تولد حضرت قائم عليه السّلام ) مىنويسيم ودر محلهايى كه پول به جهت مخارج مىگذاريم ، نگهدارى مىكنيم . خداوند متعال وسعت مىدهد ومتن دعا را به ايشان مىدهد ومىرود بر همين دستور ، اوّلين مرتبه ، شب نيمه شعبان در كربلاى معلّى دستور العمل را انجام واز آن پس من حيث لا يحتسب وسعت وبركت مرحمت شد .
3 - در مورد نامگذارى جزوهء دعاى « هديّه احمديّه » « 1 » كه فرمودند : « در فكر تسميهء آن بودم ، سيدي ناشناس وارد منزل شد . پس از آن كه جوياى حال شدند ، به من فرمودند : شنيدم كه كتاب دعايى مرقوم داشتهايد . گرفتند وملاحظه كردند وفرمودند : نام كتاب دعايى كه تدوين كردهايد ، « هديه احمديه » بگذاريد . پس از خروج آن سيد از اتاق ، با توجه به اين كه كسى از نوشتن آن كتاب اطلاعى نداشت ، به دنبال ايشان فرستادم كه جويا شوم از كجا مستحضر شدهاند كه من تأليفى در اين باره نمودهام . هر چند گشتند ، كسى را نيافتند . از مستخدمين منزل سؤال نمودم كه اين آقا كجا رفتند ، گفتند : ما كسى را نديديم ؛ نه ورودا ونه خروجا .
هامش
( 1 ) . شايد همين توجه موجب شده كه اين رساله كوچك تاكنون به شكلهاى مختلف با تيراژ دهها بلكه صدها هزار چاپ شده ومورد استفاده نمازگزاران است .