آن حضرت ، مىگفتند :
مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً
؛ « 1 » چه كسى از ما قوىتر ونيرومندتر است ( يعنى ما عذاب خداى تو را هر قدر شديد وسخت باشد ، به زيادتى قوّت ونيروئى كه داريم ، دفع مىكنيم ) وخداوند در جواب گفتهء آنها فرمود :
أَ وَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً
؛ « 2 » آيا نديدند ( وندانستند ) آن خدائى كه ايشان را آفريده ( وآن قوّت ونيرو را در آنها قرار داده ) از ايشان قوىتر ونيرومندتر است ولازمه مطلب مذكور اين است كه هر موجودى قرب ونزديكى أو به خداوند بيشتر از ساير موجودات باشد ، وجود آن موجود أقوى از ساير وجودهاى موجودات باشد ، مانند وجود فرشتگان ، وأنبياء وأولياء .
وهمان گونه كه به بيان فوق واضح شد ، ذات مقدّس خداوند خالق موجودات نامتناهى است ، چنان چه حضرت أمير المؤمنين علي عليه السّلام نيز فرموده : « الحدّ لخلقه مضروب وإلى غيره منسوب ، فمن زعم أنّ إله الخلق محدود فقد جهل الخالق المعبود » ؛ « 3 » حدّ داشتن مختصّ به مخلوقات خداوند است وبه غير أو - عزّ وجلّ - نسبت داده شده . پس كسى كه چنين پندارد كه ذات مقدّس خداوند محدود است ، پس به تحقيق أو دربارهء آفرينندهء مخلوقات ومعبود حقيقي جاهل است .
واضح وروشن شد كه صفات كمالية خداوند نيز ، مانند علم وقدرت غير متناهي باشند .
ديگر از أموري كه لازم است به آن معتقد باشيم ، اين است كه بدانيم ، بعد از اين عالم دنيا ، عالم ديگرى است كه آن را برزخ مىنامند ، يعنى عالمي كه واسطه بين عالم دنيا وعالم آخرت وقيامت است . خداى - عزّ وجلّ - در قرآن مجيد فرموده :
وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
« 4 » وپيش روى ايشان برزخي است تا روزى كه برانگيخته مىشوند ودر حديث است كه « من مات فقد قامت قيامته » ؛ كسى كه مرد ، به تحقيق قيامتش برپا شده است . مقصود از اين قيامت كه در حديث است ، قيامت صغرى است وأرواح پس از مرگ ومفارقت نمودن از أبدان دنيوية ، در عالم برزخ تعلّق گيرند به قالبهاى مثالي برزخي كه از حيث شكل ، مانند بدنهاى دنيوية هستند ، ودر قيامت كبرى ( وروز بعث وجزا ) أرواح مجددا تعلّق گيرند به همان بدنهاى دنيويهاى كه پس از مرگ ، از آن مفارقت نموده بودند .
واعتقاد به قيامت كبرى يكى از أصول دين است ، كه بالخصوص بايد تمام افراد ، عقلا
و
هامش
( 1 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 15 .
( 2 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 15 .
( 3 ) . دو جملهء اوّل در نهج البلاغة ، خطبهء 158 وجملهء سوم در توحيد صدوق ، ص 79 آمده است .
( 4 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 100 .