تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
مانند وجود لفظي است كه انسان به ذوات كلمات وحروف مىدهد ، وهم چنان كه تا انسان به كلمه وحرفى تلفظ ننمايد ، آن كلمه وحرف وجود لفظي نخواهد داشت ، مثل لفظ حسن ، كه تا گفته نشود ، به وجود لفظي موجود نباشد ؛ خداوند نيز تا به ماهيات موجودات افاضه وجود نفرمايد ، آن ماهيّات معدوم صرف بوده ووجود خارجي نخواهند داشت . وهمچنان كه هر قدر از انسان ألفاظ وكلمات صادر شود ، چيزى از أو كاسته نمىشود ، خداوند نيز هر چه به ماهيّات موجودات افاضه وجود فرمايد ، چيزى از ذات مقدّسش كاسته نگردد . وهمان گونه كه ألفاظ وكلمات بسيارى را كه انسان تلفّظ نموده واز أو صادر شده ، اگر فرضا به وى رجوع وبازگشت نمايند ، چيزى بر انسان افزوده نمىشود ؛ موجودات نامتناهيه‌اى نيز كه خداوند ايجاد فرموده ، اگر فرضا به أو رجوع وبازگشت نمايند ، چيزى بر ذات مقدّسش افزوده نگردد . محقّقين گفته‌اند : معناى ايجاد آن است كه وجود از دادار حقيقي فائض شود ، ودر بازگشت چيزى بر وى نيفزايد .
اى سايه مثال گاه بينش * در پيش وجودت آفرينش
ودر واقع ، وجودات موجودات ، اشعّهء وجود حقيقي ذات مقدّس بارى تعالى هستند ، مانند شعاع خورشيد نسبت به خورشيد ، كه هر قدر بتابد ويا بر هر چه بتابد ، چيزى از وى كاسته نشود ، واگر آن شعاع‌ها وتابش‌ها به خورشيد ارجاع شوند ، چيزى بر خورشيد نيفزايند . ونيز گوييم : اين قاعده مسلم است كه هر موجودى كه داراى مرتبه شديده‌اى است ، البتة ظلّ ضعيفى نيز براي أو خواهد بود ، مانند حرارت شديده‌اى كه حرارت ضعيفه ظلّ اوست ، واگر فرضا آن موجود داراى مرتبه شديدهء غير متناهية باشد ، اظلال آن موجود نيز غير متناهية خواهند بود ، واين مفاد دليل لمّى است كه از علّت پى به معلول برده مىشود وهمين طور اگر فرضا اظلال غير متناهيه‌اى موجود باشند ، مانند مخلوقات غير متناهيهء بارى تعالى ، آن موجود نيز كه ذات مقدّس خداوند است ، غير محدود ونامتناهى باشد ، واين مفاد دليل انّى است كه از معلول پى به علّت برده مىشود . وچنين است قصّهء قوم عاد كه وقتي حضرت هود پيمبر عليه السّلام آن‌ها را به عذاب شديد وسخت پروردگار تهديد مىفرمود ، چون بسيار قوى ونيرومند بودند ، به خود مغرور شده ودر جواب
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 182 | ميرزا أحمد الآشتياني