تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
ايشان در بارهء خونخواهى عثمان كه مردم را باشتباه انداخته اند نزد دانايان و هوشمندان ) آشكار گرديد و باطل ( سخن بر خلاف حقّ ) از ريشه كنده و زبانش از انگيختن شرّ قطع شد ( پس سعى و كوشش ايشان بى فايده است ، زيرا دانسته شد كه منظورشان از نقض بيعت و بر پا كردن غوغاء و ايجاد فتنه و فساد خونخواهى عثمان نيست ، بلكه براى حبّ دنيا و بدست آوردن رياست است ) ( 7 ) و ( چون جلوگيرى از فتنه جويان بر من فرض است ) سوگند به خدا براى ايشان حوضى را پر كنم كه خود آب آن را بكشم ( در كارزار آنها را نابود سازم بطوريكه ) بر نگردند سير آب شده و بعد از آن هم در موضع ديگر آب نياشامند ( زيرا اين حوض مانند حوضهاى ديگر نيست كه هر كه به آن رسيد سيراب شده بر گردد يا اگر سير آب نشد جاى ديگر آب بدست آرد ، بلكه حوضى است كه وارد بر آن غرق شده هلاك و نابود مىشود ) . قسمتى از اين سخنان است ( همچنين در بارهء طلحه و زبير و پيروانشان ) : ( 8 ) پس ( از قتل عثمان براى بيعت كردن ) رو آورديد به من مانند رو آوردن نو زائيده‌ها به فرزندانشان ، پى در پى مى گفتيد آمده‌ايم بيعت كنيم ، ( 9 ) دست خود را بهم نهادم شما باز كرديد ، و آن را عقب بردم شما بسوى خود كشيديد ( خلاصه با كمال رغبتى كه شما به بيعت با من داشتيد من به آن مائل نبودم ، پس چرا نقض