تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
آنها را مجبور نكرده باشيم ) تا براى شناختن حقّ عجله و شتاب نموده گمراهى نخست را ( كه بدون تأمّل و تحقيق به مخالفت و جنگ با ما كوشيدند ) پيروى كنند ( بايشان مهلت داديم تا در اين امر درست وارسى نمايند ) . ( 6 ) بتحقيق برترين مردم نزد خدا كسى است كه عمل بحقّ را بيشتر دوست داشته باشد از باطل اگر چه حقّ به او زيان رسانده اندوهگينش نمايد و باطل سود داشته بهره‌مندش سازد ، ( 7 ) پس براى چه حيران و سرگردانيد ، و از كجا شما را آورده‌اند ( كه امام و پيشواى خود را نشناخته با اين گونه سخنان زشت مخالفت او مى نماييد ) آماده باشيد براى رفتن بجنگ گروهى ( شاميان ) كه از حقّ ( دور مانده ) حيران و سرگردان بوده آن را نمى بينند ، و بظلم و ستم وادار شده از آن بر نمى گردند ، از كتاب خدا دورند ( آن را نمى فهمند ) از راه ( راست ) بيرون مى روند ( ولى افسوس ) ( 8 ) شما طرف اعتماد و اطمينان نيستيد كه بشود به آن تمسّك جست ( غيرت و حميّتى نداريد تا از شما يارى طلبم ) و نه يارانى هستيد كه ( هنگام سختى ) از آنها همراهى در خواست شود ، شما بد هستيد براى افروختن آتش جنگ ( از تسلّط دشمن جلوگيرى نمى كنيد ) ( 9 ) افّ باد بر شما ( از گفتار و كردار زشتتان به تنگ آمدم ) از شما به سختى و گرفتارى مبتلى شدم ، روزى ( براى يارى دين ) شما را مى خوانم ، و روزى راز ( جنگ با دشمن ) را مى گويم ، در وقت خواندن مردن آزادهء راستگويى نيستيد ( تا پاسخ مرا بدهيد ) و هنگام راز گفتن برادران طرف اعتماد و اطمينانى نمى باشيد ( تا راز مرا نگاه داشته فاش نكنيد ) .