شروط بصيرت يافتن از عبرت
و انما يستبصر العبرة بثلاثة اشياء ؛ بصيرت يافتن از عبرت سه شرط دارد :
بحياة العقل ، و معرفة الايام ، و السلامة من الاغراض .
الف ) حيات عقل
حيات عقل همان صحت ادراك است . بعضى از اذكار هستند كه تكرار آنها موجب حيات عقل مىشود ، نظير :
يا حى يا قيوم و لا إله الّا انت .
ذكر بايد گفت تا فكر آورد * صد هزاران گفتهء بكر آورد
مولاى متقيان على عليه السّلام دربارهء حيات عقل و تأثير ذكر بر آن مىفرمايد :
و ما برح لله - عزت آلاؤه - فى البرهة بعد البرهة و فى أزمان الفترات عباد ناجاهم فى فكرهم و كلّمهم فى ذات عقولهم .
« 1 » همواره براى خداى - عزة آلاؤه - در برههاى از زمان بعد از برههء ديگر ، بندگانى است كه در فكرشان با او راز مىگويند و در ذات عقولشان با او سخن مىگويند .
ب ) شناخت ايام عمر
سالك بايد قدر ايام و اوقات عمر خويش را بداند و آن را بيهوده سپرى نكند .
به قول حافظ :
قدر وقت ار نشناسد دل و كارى نكند * پس خجالت كه از اين حاصل اوقات بريم
جلال الدين مولوى قدّس سرّه در خصوص وقتشناسى عارف سالك تمثيل زيبايى دارد :
مردى پيش سر تراش مىرود و مىگويد موهاى سفيدم را از موهاى سياه جدا كن .
سلمانى همه موهاى سر و ريش او را مىتراشد و يك جا پيش او مىنهد و مىگويد :
خودت اين كار را انجام بده . مرد دين و مسافر دنيا فرصت اين قبيل كارها را ندارد .
ريش او ببريد كُل پيشش نهاد * گفت تو بگزين مرا كارى فتاد
اين سئوال و اين جوابش آن گزين * كه سر اينها ندارد درد دين « 2 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ترجمهء فيض الاسلام ، خطبهء 213 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر سوم ، بيت 1378 و 1379 .