باب وقت
قال الله عز و جل
ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى .
« 1 » پس به موقع آمدى اى موسى .
خدا به موسى فرمود ، چون خواهرت مىرفت و مىگفت شما را به كسى دلالت كنم كه تكفّل او كند به مادرت بازت آورديم كه ديدهاش روشن شود و غم نخورد و يكى را كشتى و از گرفتارى نجاتت داديم و امتحانت كرديم . امتحانى دقيق و سالى چند در ميان اهل مدين بماندى آنگاه اى موسى به موقع آمدى . حضرت علامه طباطبائى دربارهء « قدر » فرمودند :
1 . قدر را به معناى مقدار گرفتهاند اگر به اين معنى گرفته شود مىفرمايد : اى موسى تو با مقدارى علم و تجربه آمدى و كمالاتى كسب كردى و به مصر بازگشتى و اين ابتلاآت را كه خداوند فرموده بر تو منّت نهادهايم ، چون ابتلاآت چهرهء قهرآلود دارند ولى در واقع نعمت و منّت محسوب مىشود مانند طلاى ناخالصى كه در كوره خالص و ناب مىگردد وجود او در كوره حوادث آبديده مىشود .
2 . قدر را به معنى تقدير گرفتهاند ، يعنى تو به تقدير ما آمدى .
3 . قدر را به معنى وقت ، ظرف زمان ، بعد چهارم فيزيك گرفتهاند . « 2 »
جناب خواجه در تعريف وقت فرمودند : الوقت اسم لظرف الكون . وقت ظرف كون است ، كون ، حدوث شىء ( خروج شىء ) از غيب به شهادت است .
و هو اسم فى هذا الباب لثلاث معان ، على ثلاث درجات :
اسم وقت به سه معنى « درجه » است .
المعنى الاول : حين وجد صادق لايناس ضياء فضل ، جذبه صفاء رجاء ، أو لعصمة جذبها صدق خوف ، او لتلبّ شوق جذبه أشتعال محبّة .
هامش
( 1 ) . طه / 40 .
( 2 ) . الميزان ، ج 27 ، ص 234 .