درجهء سوم : برقى است كه از آستان لطف الهى ، در عين افتقار عبد سالك مىدرخشد .
افتقار ، از نخستين درجات فنا است ، به طورى كه بنده فقر وجودى خود را مىبيند . سپس ابرهاى سرور را برآورد و ابرهاى شادمانى را بباراند و جويبار افتخار به قرب و كرامتى كه نصيبش گشته روان مىسازد .
بنابراين وقتى برق لطف در وجود سالك مستقر شد ، طريق سلوك او را تابان مىكند و راه حركت را به او نشان مىدهد . مولاى متقيان على عليه السّلام در وصف حقيقى عارف مىفرمايد :
قد احيا عقله و امات نفسه ، حتى دقّ جليله و لطف غليظه و برق له لا مع كثير البرق ، فأبان له الطريق ، و سلك به السبيل .
« 1 » عقل خود را احياء كرده و نفس خود را كشته تا قلبش لطيف و جانش رقيق گشته و برق نگار يار بر او بدرخشد ، پس طريق او را روشن و راه سلوك او را هموار مىكند .
بيا صيقل بده با ذكر دلبر * دلت را هر سحر با ديدهء تر
سخن اين است كه مولايم على گفت * خدا را سينهء پاك است منظر « 2 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ترجمهء فيض الاسلام ، خطبه 210 .
( 2 ) . نگارنده .