به قول مولوى :
جسم خاك از عشق بر افلاك شد * كوه در رقص آمد و چالاك شد « 1 »
اتفاقا وقوع هيمان ، موجب مىشود كه عشقهاى پاك از ناپاك شناخته شوند و آنانى كه واقعا تشنهء لقاى يارند ، صادقانه مدهوش مىشوند كه در آن جمعيت هفتاد نفر ، تنها حضرت موسى عليه السّلام بود كه دچار صعق و هيمان شد .
به قول مولوى :
غيرمعشوق از تماشايى بود * عشق نبود هرزه سودايى بود « 2 »
عشقهايى كز پى رنگى بود * عشق نبود ، عاقبت ننگى بود « 3 »
بنابراين ، هيمان أمواج حيرت است كه عاشق را به بحر شهود و كشف ذاتى مىكشاند .
هر سالكى كه دچار آن نشود ، از رسوم خلقى خود رها نشده است و در عشق خود صادق نيست .
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 25 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر پنجم ، بيت 587 .
( 3 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 205 .