اسب سركس است و مهار آن مشكل . ممكن است همهء اوقات او را ضايع كند و در نهايت مريد تلف گردد . از اين جهت خواجه لفظ : « غيرة قاتلة » را به كار برده است .
شايد مراد او از اين اصطلاح توبه بوده است : « الوقت سيف ان لم تقطعه قطعك » .
وقت شمشير است ، اگر تو او را قطع نكنى ، او ترا قطع خواهد كرد .
و نيز وقت به سرعت منقضى مىشود . « وحىّ » براى كسى در عرب استعمال مىشود كه بايددر كارش شتاب كند . الوحا ، الوحا ، يعنى العجل ، العجل .
« أبّى » ، يعنى ناممكن و ممتنع است كه بتوانى از هيچ جانبى وقت را تصرف كنى . اين وقت است كه تو را با خود مىبرد . بنابراين مريد هرگز نمىتواند وقت از دست رفته را تدارك كند ، از اينرو غيرت مريد بر وقت از دست رفته كشنده است .
الدرجه الثالثه :
غيرة العارف على عين غطّاهاغين و سرّ غشيه رين و نفس علق برجاء ، أو التفت الى عطاء .
عارف ، صاحب شهود تجليات اسمائيه است و دائما اين حقيقت آشكار را تماشا مىكند . اگر حجابى يا پردهاى اين آثار تجلى را بپوشاند و مانع از مشاهدهء او شود ، غيرت او مانع مىشود . همچنين غيرت اوست بر سرّى كه غبارى از عالم نفس آن را استتار كند .
يا عملى است كه درون او را كدر و تيره مىكند . چنانكه خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد :
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ .
« 1 » چنين نيست كه آنان مىپندارند ، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است .
همچنين غيرت عارف بر زمان است ولو به مقدار نفسى كه به ثواب الهى اميد بسته يا به عطايى از جانب حق تعالى تعلق گرفته است . چرا كه مىكوشد همهء اوقاتش را در محضر حق تعالى و مشاهدهء تجليات اسمائيه او سپرى كند .
چسان توان كه سرم را ز سجده برگيرم * به صبح و شام كه دائم تو در نماز منى « 2 »
هامش
( 1 ) . مطففين / 14 .
( 2 ) . از نگارنده .