باب همت
قال الله تعالى :
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى .
« 1 » چشم محمد صلّى اللّه عليه و إله آنچه را مشاهده كرد دريافت نمود و در دريافت خطا نرفت .
الهمة ما يمك الانبعاث للمقصود صرفا لا يتمالك صاحبها و لا يلتفت عنها .
انبعاث ، برانگيختن شوق توام با هيجان است . كه انسان نمىتواند آن را كنترل كند .
جاذبه محبوب آن چنان سالك را جذب مىكند كه به هيچ امرى فكر نمىكند و توجهى ندارد و در اين حال صاحب هيچچيز نمىباشد . كاملا در فضاى جاذبهء معشوق قرار گرفته است . نتيجه آنكه همت نيرويى است كه سالك را برمىانگيزاند و به ط لب فرامىخواند ، اگر اين طلب خالص باشد ، يعنى به قصد ثواب آخرت و خوف عقاب نباشد بلكه صرفا براى خدا باشد ، اين حالت ، همت ناميده مىشود . پس همتطلبى است كه اقتضاى اتحاد با معشوق مىكند و به هيچچيزى جز معبود توجه ندارد .
جناب مولوى در مورد اتحاد عاشق و معشوق زيبا فرمودند :
نيست محبوب از محب خود جدا * رد پيغمبر بود رد خدا
چرا در آيات قرآنى
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ »
« 2 » در همه جا به هم آميختهاند ؟ پاسخ اين است كه بين محب و محبوب فاصلهاى نيست ، هركس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله را رد كند در واقع خدا را رد كرده است .
از جاذبهء معشوق است كه گفته مىشود :
تيغ بر دستان مجنوب مىرود * از دل ليلى چرا خون مىچكد ؟
در اينجا اتحاد عاشق و معشوق مطرح است ، چون فرقى بين ليلى و مجنون نيست ، پس تيغ دست مجنون ، خون قلب ليلى مىشود .
هامش
( 1 ) . نجم / 17 .
( 2 ) . نساء / 59 .