و هى على ثلاث درجات :
الدرجه الاولى :
همة تصوف القلب عن وحشه الرغبة فى الفانى ، و تحمله على الرّغبة فى الباقى ، و تصفيه من كدر التوانى .
درجهء اول داراى سه جزء است : اول اينكه همت ، قلب سالك را از وحشت ميل در امور فناكننده حفظ مىكند . به عبارت ديگر ، همت ، قلب سالك را از رغبت به چيزهاى فانى شوندهء دنيا ، حفظ مىكند . وقتى اين همت حافظ قلب شود ، زهد باطنى تقويت مىگردد . وقتى كه قلب به دنيا اشتغال پيدا مىكند ، ديگر وحشتى براى سالك پيش نمىآيد . همت در اين مرحله سالك را از اين وحشت خلاصى مىدهد و وحشت در نهان او تبديل به هشدار مىشود ، كه با غير خدا انس نگيرد .
امام حسن عسگرى عليه السّلام مىفرمايد :
« من آنس بالله استوحش من الناس »
« 1 » كسى كه با خاد انس بگيرد ، از ديگران وحشت دارد و اين وحشت از دروغ است .
دوم اينكه همت ، رغبت باقى ماندن بر حال حق را در قلب سالك به وجود مىآورد و اين باقى ماندن به جز عنايت حق تعالى چيز ديگرى نيست .
سوم اينكه همت عالى ، او را از تيرگى اهمال و تفريط دور مىدارد و قلب او را از تنبلى و نخوت تصفيه مىكند .
الدرجة الثانيه :
همة تورث ا نفة من المبالاة بالعلل ، و النزول على العمل و الثّقة بالأمل .
در اين مرحله همت ، سالك را از هر توجهى ، كه او را از مصالح احوالش غافل كند و مبالات درخيالش ايجاد كند و از خدا دور كند ، مصون مىدارد . در اثر وجد بسيار و محبت صادقه از آسمان طلب ، فيوضات بر درجات عمل او سرازير مىشود و به آرزوهايش وثوق مىبخشد و اميدش را فراوان مىكند و صاحب همت را از فتور و سستى مىرهاند .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 110 .