فرزندى صالح ب آنان عطا كند ، اما زير آن ديوار گنجى براى دو طفل يتيم پنهان بود كه پدرى صالح داشتند . پس خداوند خواس تا آن اطفان به حد رشد برسند و آن گنج را استخراج كنند . و من اين كارها نه از پيش خود كردم . اين است باطن كارهايى كه تو طاقت آن را نداشتى .
« خضر گفت از براى موسى بن عمران هزار مسأله آماده كرده بودم از آنچه بر وى جارى شده بود از زمان ولادتش تا هنگام اجتماع ، بس موسى بر سه مسئله صبر نتوانست كرد تا رسول ما صلّى اللّه عليه و إله گفت : كاش موسى ساكت شدى و اعتراض نكردى تا حق سبحانه قصهء ايشان به ما شرح دادى ، « رحمة الله علينا و على موسى ليلة صبر حتى يقص الله علينا من أنبائهما » . و در حديث ديگر مىفرمايد :
لو صبر لرأى العجب و لكن اخذته من صاحبه دمامه و لو كان موسى عالما بذلك لما قال له الخضر ( مالم تحط به خبرا ) اى انى على علم له يحصل لك عن ذوق كما انت على علم لا اعلمه انا » .
« 1 »
در كتاب نفائس الفنون . علم لدّنى بر شش وجه تقسيم شده است : وحى ، مناجات ، الهام ، فراست ، جذب و رياضت . « 2 »
مولوى هم داستان علم لدنى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و دهنكجى شخصى به پيامبر اينگونه بيان مىفرمايد :
آن دهان كژ كرد و از تسخر بخواند * نام احمد را دهانش كژ بماند
باز آمد كاى محمد عفو كن * اى تو را الطاف علم من لدن
من ترا افسوس مىكردم ز جهل * من بدم افسوس را منسوب و اهل « 3 »
« صاحب علم لدن » اسناد به چيزى نمىكند مگر اينكه وجود باشد . ادراك او عين عيان است صفت او حكمت است و بين او و بين غيب حجاب نيست .
اين علم لدن ، علم ظاهرى نيست و اسناد اين علم چيزى جز وجود سالك نيست .
اقْرَأْ كِتابَكَ : كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً
« 4 » كار هر روز آنهاست .
هامش
( 1 ) . شرح فصوص ، خوارزمى ، ص 747 .
( 2 ) . شمس الدين محمد بن محمود آملى ، نفائس الفنون ، انتشارات اسلاميه ، ص 86 ، ج 2 .
( 3 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 812 تا 814 .
( 4 ) . اسرا / 14 .