باب احسان
قال الله عز و جل :
هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ .
« 1 » آيا پاداش نيكوى و احسان ، جز نيكويى و احسان است .
ذكرنا فى صدر هذا الكتاب ان الاحسان اسم جامع لجميع ابواب الحقائق ، و هو ان تعبد الله كانك تراه . در آغاز اين كتاب آورديم كه همانا احسان ، اسمى است كه جامع جميع ابواب حقايق است . و آن يعنى : خدا را آنگونه عبادت كنى گويى كه او را مىبينى . « 2 »
و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : الاحسان فى القصد بتهذيبه علما ، و ابرامه عزما ، و تصفية حالا .
1 . احسان در تهذيب ، عزيمت مىباشد . مراد از علم همان است كه خداوند مىفرمايد :
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 3 » . و اين علم عزيمت بايد به گونهاى تهذيب شود كه مخالفتى با شريعت نداشته باشد .
2 . الزام در ذات هر حكم شريعت كه يك مسلمان به آن اعتقاد دارد و منشأ عمل واقع مىشود . اين حالت الزام ، امضاى حكم است كه قصد و عمل را به هم مىآميزد .
3 . قسم سوم تصفيه حال است كه اگر حاصل شود سالك از اعمالش لذت مىبرد .
بعضى مواقع فقط انسان به عنوان تكليف ، عملى را انجام مىدهد . ولى گاهى انسان از انجام عمل لذت مىبرد . هرچهحال انسان بيشتر تصفية شود عمل او لذتبخشتر مىشود تا انسان به مرحلهاى مىرسد كه حال او انقطاع ندارد و هميشه با خداست چنان كه در قرآن مىفرمايد :
عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ
« 4 » دائم در نمازند . اگر عبادت وارد فضاى حال شود دائمى مىگردد . اين ظرائفى است كه سالك بايد از آن آگاهى داشته باشد .
هامش
( 1 ) . رحمان / 60 .
( 2 ) . اشاره است به حديث نبى اكرم ( ص ) كه از آن حضرت سؤال شد : ما الاحسان ؟
قال : ان تعبد الله كانك تراه ، فان لم تكن تراه فانّه يراك .
( اخرجه مسلم فى كتاب الايمان باب معرفة الايمان و الاسلام ) .
( 3 ) . زمر / 9 .
( 4 ) . معارج / 23 .